
به گزارش خبرنگار تابناک از استان ایلام تا کی باید منتظر تحول ماند؟ شهری که روزگاری مرکز استانی پررونق بود، اکنون به روستایی در دل یک شهر تبدیل شده است؛ جایی که عبور احشام در خیابانهای اصلی، نبود نیمکت و روشنایی و انباشت زباله، پرسشی تکراری را در ذهن شهروندان ایجاد کرده: آیا این همان مرکز استانی است که قرار بود مدیریتی کارآمد آن را متحول کند؟
پاسخ به این سؤال، شاید در آبانماه ۱۴۰۲ گم شده باشد؛ زمانی که افشین مظفری با رأی اکثریت اعضای شورای شهر به عنوان شهردار ایلام انتخاب شد و وعدههای تحولآفرین داد. اما حکم انتصاب وی با ۶ ماه تأخیر از سوی وزارت کشور صادر شد و از همان ابتدا، حاشیهها بر متن مدیریت غلبه یافت.
نزدیک به دو سال از آن روزها میگذرد، اما هنوز پرسش «تا کی» بر تارک شهر نقش بسته است. پروژههای کلانی نظیر طرح جامع ترافیک، پارکینگهای طبقاتی، ساماندهی دستفروشان و احداث میدان میوه و ترهبار همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرند و شهرداری در جذب سرمایههای دولتی، عملکردی در خور اعتماد نداشته است.

حالا نه فقط شهروندان، که مسئولان ارشد استان نیز به صدا درآمدهاند. فرماندار ایلام صراحتاً اعلام کرده که مهلت دادهشده به مدیریت شهری برای بهبود شرایط، به نتیجه نرسیده است.
معاون استاندار نیز از «کمای عمرانی» پروژههای شهری سخن گفته و دستگاه قضا نسبت به بحران معوقات کارگری و نبود درآمد پایدار در شهرداری، ورود پیدا کرده است.
جالب آنکه در این میان، نگاهی اجمالی به عملکرد برخی دهیاران در روستاهای اطراف شهر ایلام نشان میدهد که این نهادهای کوچکتر، با وجود امکانات محدودتر، در عمران و آبادی روستاها و ارائه خدمات عمومی، پویاتر و عملگراتر از شهرداری مرکز استان عمل کردهاند.
دهیارانی که وظیفه اصلی آنها، ارائه خدمات و تسهیلات عمومی، تقویت روند توسعه اجتماعی و فرهنگی، بسترسازی برای شهرهای آینده و کنترل مهاجرت از روستا به شهر است، در عمل توانستهاند با برنامهریزی دقیق و مدیریت میدانی، گامهای مؤثری در آبادانی بردارند؛ در حالی که شهرداری ایلام با بودجهای چندین برابر، در حل ابتداییترین مشکلات شهر ناتوان مانده است.


اما در سوی مقابل، خیابانهای ایلام روایتی دیگر دارد. جایی که نه از نیمکت و چراغ روشنایی خبری است و نه از فضای سبز و المانهای شهری. پارکها به زمینهای خاکی و رها شده تبدیل شدهاند، سد معبر و ساختوسازهای غیرمجاز با وجود ورود مکرر دستگاه قضا، همچنان پابرجاست و متأسفانه عبور احشام در خیابانهای اصلی و بلوارهای شهر، به یک رویه عادی و روزمره بدل گشته است؛ صحنهای که برای یک مرکز استان، نه تنها باورنکردنی، بلکه شرمآور است.
در این میان، آنچه بیش از همه به حاشیه رفته، حقوق شهروندی است. ترافیک، آلودگی بصری، نبود زیرساختهای اولیه و انباشت معضلات روزمره، نه تنها کیفیت زندگی را کاهش داده، بلکه اعتماد عمومی به مدیریت شهری را به پایینترین سطح ممکن رسانده است. شهروندان ایلامی، روزبهروز شاهد فاصلهای عمیقتر میان وعدهها و واقعیتها هستند.

ایلام پس از نزدیک به دو سال، همچنان در انتظار تحولی است که نیامده. پرسش «تا کی» دیگر یک سؤال شعاری نیست؛ فریادی است از دل شهری که مدیریت بحرانزده، آن را به روستایی در هیأت یک شهر تبدیل کرده است. پاسخ این سؤال، جز با تغییر رویکرد و حضور مدیری کارآمد، ممکن نخواهد بود؛ مدیری که به جای حاشیهسازی، برای حل معضلات اساسی، راهکار عملی ارائه دهد و از تجربیات موفق نهادهای کوچکتر مانند دهیاریها برای بهبود وضعیت شهر الگوبرداری کند.
گزارش: مجتبی قیطاسی
انتهای پیام/