برخی رفتارها ومواضع اخیر از سوی یک جریان خاص که شهوت قدرت چشمان آنان را کور کرده و مانع دیدن  چالش های امنیت ملی ومنافع کلان کشور از سوی آنان شده است ،از اینروفعالین رسانه ای ومجازی باید این نکته را فراموش نکنند که اگر بخواهند جریان قدرت را در شکل گیری چنین تروهایی دخالت دهند  باید در موضعی بیطرفانه به تحلیل موضوع و کند وکاو مسایل پیرامون آن بپردازند.
کد خبر: ۹۱۹۹۴۳
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۸ 29 November 2020

تابناک ایلام علی اصغر اسدی ::دو روز پیش دکتر محسن فخری زاده دانشمند برجسته هسته ای ونظامی کشور ،معاون وزیر ورییس مرکز تحقیقات و نوآوری دفاعی وزارت دفاع در عملیاتی تروریستی  در آبسرد دماوند به شهادت رسید. اقدامی بزدلانه از سوی دشمنان پیشرفت و استقلال کشور که در صدر اخبار روز جهان قرار گرفت .

بدون شک فقدان این ظرفیت انسانی ارزشمند ،دانشمند برجسته کشور و به اعتراف دشمنان یکی از چهره های قدرتمند جهان خسران جبران ناپذیری برای کشور خواهد بود ،از این سو بدلیل نحوه اجرای این عملیات و همچنین شهادت این چهره ارزشمند کشور ،یقینا به غیرات هر ایرانی با هر دیدگاه سیاسی بر خواهد خورد .

اما نکته قابل تامل این رویداد تلخ و دردناک را باید در واکنش چهره های سیاسی مخالف دولت جستجو کرد . همانگونه که انتظار می رفت چهره های مخالف دولت که در طول چند سال اخیر از هر تلاشی برای تضعیف دولت فروگذار نکرده وتمامی ناکامی های کشور را به مذاکره و برجام گره زده اند ،اینبار نیز به جای تامل و تعمق در چرایی وقوع این اتفاق در حیات خلوت امنیتی کشور !انگشت تقصیر را متوجه دولت و دستگاه دیپلماسی کشور نموده اند .

بررسی نکته نظرات ومطالب انتشار یافته از سوی پروپاگاندای رسانه ای وشبکه هدفمند ودرهم تنیده مجازی این جریان نشان می دهد که  جریان تشنه قدرت به جای تلاش سیستماتیک برای شناسایی حفره های امنیتی ایجاد شده در ساختار امنیتی کشور و کمک به بستن منافذ شکل گیری چنین رویدادهایی که امنیت ملی کشور را نشان گرفته است ،به این ترور به مثابه دستاوردی بزرگ برای ایجاد مانع در مسیر مذاکره ودیپلماسی بعنوان برگ برنده جریان مخالف خود می نگرند . دستاوردی همسان با اهداف پشت پرده این رویداد نگران کننده به کارگردانی نتانیاهو ،بن سلمان ،بن زاید و پمپئو که هدفی جز وارد کردن ایران به جنگی بزرگ  وعقیم نمودن شعار احیای برجام از سوی جوبایدن در آن مستتر نیست.

بی گمان ترور پنج دانشمند هسته ای،یک ژنرال ونخبه بی نظیر نظامی و اینک نیز ترور یک چهره برجسته علمی ونظامی با شهرت جهانی موضوع کم اهمیتی در ساحت ژئوپولوتیک کشور  نیست که از آن بعنوان اهرمی برای سیطره بر قدرت در جدال ها و نزاع های سیاسی استفاده کرد.

به یقین برجسته سازی انگاره  معرفی مذاکره یا برجام بعنوان تسهیل کننده ترور این دانشمند بزرگ کشور و  بزک نمودن جریان سیاسی منتسب با چشم انداز 1400 انتخاب غیر هوشمندانه ایست که با آدرس غلط دادن به مردم وغفلت از اصل دشمنی دشمن ،معبر را همچنان برای عمیاتهای تروریستی بعدی باز خواهد گذاشت . چرا که مردم بیش از هر کسی می دانند که چهار دانشمند هسته ای کشور در دوران انقلابی ترین رییس جمهور کشور به وقوع پیوست. دوره ای که در آن نه از مذاکره ویا برجام خبری بود ونه اینکه مدیریت اجرایی در اختیار رییس جمهور غرب گرا قرار داشت  و نه یک لیبرال سکاندار شورای عالی امنیت ملی کشور بود! ونه به قول تئوریسین های این جریان، رییس دستگاه امنیتی کار نابلد بود ؟!

برای پردازش جنبه های گوناگون این رویداد تهدیدکننده امنیت ملی،باید بدون دخیل دادن تفکرات جناحی وسیاسی به ساختارهای امنیتی کشور ورود کرد ،چرا که این مقوله چیزی فراتر از شوآف ها و بازیهای سیاسی رایج است و پروتکل های امنیتی کشور در حساس ترین جاها ودر سطوح عالی مدیریت کشور تدوین استخراج می گردند .

از اینرو باید با ظرافت ودقت بیشتری به مسایل و موضوعات امنیتی کشور پرداخته شود و مراقب بود این موضوع حساس به سطح رسانه وفضای مجازی کشانیده نشود،چرا که معتقدیم به هراندازه که موضوعات مهم امنیتی به صفخه روزنامه ها وبستر فضای مجازی ورسانه کشانیده شده و برای آن چالش ایجاد شود ،به همان اندازه سرویس های جاسوسی و جوخه های ترور فرصت انجام عملیات در کشور کسب خواهند کرد.

بنابراین باید بدون ورود به لایه های امنیتی ،به ذکر همین نکته بسنده کرده که با وجود دستگاههای بزرگ وهوشمند امنیتی و اطلاعاتی متعدد در کشور و  اشراف داخلی و بیرونی بر رویدادها وموارد تهدید کننده امنیت ملی کشور ،بروز چند فقره ترور و خرابکاری در کشور آن هم در پیش چشم دستگاههای امنیتی وانتظامی در یک دهه اخیر از وجود یک حفره امنیتی در کشور خبر می دهد که جا دارد به جای یقه گیری های سیاسی و استفاده ابزاری جریان های سیاسی برای تسلط بر ارکان قدرت در کشور، فکری جدی به این آسیب و موضوع تهدید کننده امنیت ملی کشور بشود.

البته این نکته را نباید از یاد برد که بروز این اتفاق نگران کننده نباید به دستاوزیری برای تخریب وجهه سیستم پر قدرت امنیتی کشور وسربازان گمنام امام زمان بدل شود ،چرا که آنان بعنوان چشمهای همیشه بیدار امنیت پایدار کشور قطعا بر این موضوع سوار شده و بزودی منافذ نفوذ امنیتی را مسدود خواهند کرد ومردم ودغدغه مندان نیز  همچنان به قدرت امنیتی وهوشیاری سریازان گمنام ایمان راسخ دارند.

در واکاوی آسیب های این حوره مهمترین نکته مغفول در ساختار امنیتی کشور را باید در تعدد و موازی کاری های امنیتی و اطلاعاتی جستجو کرد ،بی شک موازی کاری چند سیستم امنیتی با پرهیز از همپوشانی موضوعات وکیس های امنیتی بدلیل تفاوت ساختارها و تاسف بارتر رخنه مسایل سیاسی به درون آن می تواند در شکل گیری حفره امنیتی در کشور تاثیر گذار باشد.

اگرچه موضوعات امنیتی خیلی پیچیده تر از آن است که در یک یادداست ساده سیاسی به چند وچون لایه های متعدد آن پرداخت ،اما نمی توان با وجود تعدد دستگاههای امنیتی واطلاعاتی در کشور و بروز عملیات های مسلحانه در قلب کشور براحتی بر این موضوع چشم بست وبه طرح موضوع نپرداخت . اما بی گمان ایجاد وحدت رویه ،پرهیز از موازی کاری ،دوری از افتراق و هم افزایی امنیتی یا تقسیم کار امنیتی در کشور می تواند حفره های موجود را مسدود نماید .

یکی از راههای ممکن برای فایق آمدن بر آسیب های ناشی از موازی کاری امنیتی از سوی دستگاههای متعدد امنیتی واطلاعاتی در کشور ،شکل گیری ساختاری جدید هماهنگ کننده در راس دستگاههای امنیتی واطلاعاتی کشور و هماهنگ سازی اقدامات امنتیی از طریق ساختار هماهنگ کننده جدیدخواهد بود .

نکته پایانی هم متوجه سیاسیون است ،فعالین وچهره های مطرح یک جریان سیاسی در کشور باید به این نکته اهتمام ورزند که نباید اقدامات و مواضع سیاسی برای رسیدن به قدرت ،منافع ملی کشور را به چالش بکشد .اینکه یک جریان حاضر باشد بدون ملحوظ دانستن منافع ملی کشور، از طریق ایجاد انشقاق و دو دستگی در کشور وتضعیف سربازان گمنام منافذ را برای ورود تیم های عملیاتی دشمن باز نگه دارد ،موضوع کمی نیست که بتوان از آن غفلت کرد .

پر واضح است بروز برخی رفتارها ومواضع قابل تامل  عمدتا منفعت طلبانه جریانی از سوی یک جریان خاص که شهوت قدرت چشمان آنان را کور کرده ، مانع دیده شدن چالش های امنیت ملی ومنافع کلان کشور از سوی آنان شده است  ،از اینروفعالین رسانه ای ومجازی  نزدیک به این جریان باید این نکته را فراموش نکنند که اگر بخواهند جریان قدرت را در شکل گیری چنین ترورهایی دخیل بدانند، باید در موضعی بیطرفانه به تحلیل موضوع و کند وکاو در مسایل پیرامون آن بپردازند.

چرا که با مرور اتفاقات این روزهای سیاست داخلی ،اتفاقات منطقه ای وبین المللی و پیش کشیده شدن مذاکره و احیای احتمالی برجام بر منافع سه ضلع نام برده شده ،می توان چرایی این رویداد تلخ در کشور را در این چارچوب مورد بررسی قرار داد.باید میزان تاثیر گذاری مذاکره ،احیای احتمالی برجام از سوی رییس جمهور جدید ایالات متحده و تعدیل تحریم ها را بر منافع  جریان قدرت در داخل ،منطقه و بین الملل به دقت مورد ارزیابی قرار داد . در کنار دقت نظر در این ارزیابی ها می توان به وضوح جهت وهدف تغییر مهره ها بر صفحه شطرنج قدرت  و چرایی جابجایی هدفمند برخی مهره ها در  این صفحه را تشخیص داد!

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار