امین جمشیدزاده فعال سیاسی و روزنامه نگار
کد خبر: ۸۹۷۸۰۲
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۲ 10 September 2020

تابناک ایلام::ترکیب،آرایش سیاسی و چیدمان انتخابات۲۸خرداد۱۴۰۰در کشور به انتخابات سوم نوامبر"۱۳آبان۹۹"در ایالات متحده آمریکا گره خورده است و با برگزار شدن مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی برای حوزه های انتخابیه ای که انتخابات آنها به دور دوم در۲۱شهریورماه در شرایط متفاوت کرونایی با رعایت پروتکل های بهداشتی کشیده شده است و از اوایل مهرماه و شروع فصل پاییز تمام نگاهها در جهان و بویژه ایران به انتخابات آبان ماه در آمریکا دوخته خواهد شد که در کشور معادله دقیقا مثل اصل لوشاتلیه که در شیمی و اقتصاد بیشتر کاربرد دارد و یک دهه است که کنشگران سپهر سیاست در نظام بین الملل آن را در انتخابات و منظومه سیاست هم دخیل می دانند؛

طبق اصل لوشاتلیه هرگاه واکنشی در حال تعادل باشد؛در برابر هرگونه تغییری در جهت مخالف واکنش نشان می دهد تا اثر آن را از بین ببرد.عده ای نیز این اصل را در علوم انسانی صادق می دانند.

در سال۱۹۴۷ پل ساموئلسون این مفهوم را درباره تعادل بازار در اقتصاد به کار برد خود لوشاتلیه در همان زمان معتقد به وجود کاربرد این اصل در اقتصاد و سیاست توأمان با هم بود.بنابراین اگر در انتخابات سوم نوامبر آمریکا"۱۳آبان۹۹"ما جوبایدن پیروز انتخابات شود بی شک در انتخابات۲۸خرداد۱۴۰۰در ایران رییس جمهوری اصولگرا به پاستور خواهد آمد و برعکس طبق اصل بنیادی لوشاتلیه اگر دونالد ترامپ مجدد در انتخابات آبان ماه پیروز شود یحتمل رییس جمهور دولت سیزدهم در ایران رییس جمهوری اصلاح طلب یا میانه رو متمایل به اصلاح طلبان خواهد بود و این مسأله نیاز به فیلتر و کاتالیزور شورای نگهبان دارد.

 گاهی اوقات تغییرات اجتماعی از قبیل پایان یافتن آپارتاید در آفریقای جنوبی تا حدودی حاصل تلاش چند نفر است که اکثریت را قانع می کنند که نگرش های خود را تغییر دهند ولی گاهی قضیه برعکس می شود و آپارتاید نژادی علیه رنگین پوستان که الان در آمریکا با قتل«جورج فلوید» به دست پلیس این کشور در سه ماه اخیر در جریان است حاصل مهندسی معکوس و افراطی گری و یکجانبه گرایی یک نفر و تیم همراه او«دونالد ترامپ» است که اکثریت را علیه خویش و دولت متبوعش شورانده است و‌عنقریب است که با توجه به کاهش محبوبیت وی در نظرسنجی های اخیر و شکست در مواجهه با کرونا و توأمان شکست .

در پروژه اوکراین گیت و توأمان استیضاح درمجلس نمایندگان که بوسیله هم حزبی هایش در سنا از مهلکه گریخت و حالا افتضاح وی در مقابله و خشونت علیه سیاه پوستان در انتخابات نوامبر«آبان»امسال گوی رقابت و کرسی ریاست جمهوری کاخ سفید مزین به عقاب سرسفید را به جو بایدن همتای دموکرات خود بسپارد و این قضیه دور از انتظار نیست.
در سپهر سیاست گاهی اوقات حوادث غیر مترقبه و غیرقابل پیش بینی اتفاق می افتد که رهبران جهان را به چالش جدی می کشاند و در این بحبوحه از این افراد گاف های نابخشودنی سر می زند.«مثل تزریق مواد ضدعفونی به بدن که بوسیله دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در نطق رسمی در حالی که دوربین های جهان روی میمیک صورت وی کلوزآپ کرده بودند در مواجهه با ویروس کرونا به مردم این کشور پیشنهاد شد و مورد مضحکه مردم کشورش و دیگر نقاط دنیا قرار گرفت و بی سوادی او را در مسائل پزشکی به رخ کشید که قبلا هم کلیه را قسمتی از قلب قلمداد کرده بود.»

کاری که ویروس مهلک و چموش کرونا با رهبران دنیا کرد در جای خود قابل تعمق و بحث جدی است که نمونه آنها دونالد ترامپ،کیم جونگ اون«رهبر کره شمالی که هرچند مدت یکبار به یکباره ناپدید و پس از مدتها بست نشینی شبیه ا...نژاد در انظار عمومی نمایان می شود.»

شی جین پینگ رهبر چین،آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، بوریس جانسون«نخست وزیر انگلستان که به کرونا مبتلا شد و تا یک قدمی مرگ رفت و دستگاه ونتیلاتور«تنفس مصنوعی»را هم تجربه کرد و از مهلکه گریخت.»

امانوئل ماکرون«رییس جمهور فرانسه»،ولادیمیر پوتین«رییس جمهور روسیه»رام نات کوونید رییس جمهور هند،مون جائه این رییس جمهور کره جنوبی،ژائیر بولسونارو رییس جمهور برزیل، ماریانو راخوی رییس جمهور اسپانیا، سرجیو ماتارلا رییس جمهور ایتالیا نمونه های این قضیه است که عدم توانایی این سیاستمداران و بویژه رییس جمهور ایالات متحده در مواجهه با کرونا که تا کنون۱۹۵هزار آمریکایی را کام مرگ کشانده است و توأمان مسأله آپارتاید نژادی و مقابله با سیاه پوستان برای سومین ماه متوالی که با قتل جورج فلوید سیاه پوست آمریکایی در سیاتل و چندی پس از این واقعه باز با قتل رنگین پوست دیگر«ریچارد بروکس»در آتلانتا به دست پلیس سفید پوست این کشور وارد مرحله بحرانی شد و اعتراضات و تظاهرات سراسری را در بیشتر ایالت های آمریکا در برداشته و دامن زده است و تندیس کریستف کلمب کاشف ینگه دنیا و همتایان او که به برده داری شهره بودند را به زیر کشیده نمونه ای از این حوادث آبستن و آتش زیر خاکستر غیر قابل پیش بینی است که چهره این رهبران را در رویارویی با مسائلی از این دست و مستأصل بودن آنها از کنترل و ارائه برنامه و راهکارهای مدون و اساسی بیش از پیش،بیشتر و بیشتر نمایان و آشکار می سازد.

آدمی همواره در عرصه اجتماع با صحنه های مختلفی در تأتر زندگی مواجه می شود که بیشتر آنها در بزنگاه های حساس تاریخی سیاسی و در اثر عادت مکرر به آزمون و خطای مردان سیاست نشأت می گیرد.

بسیباری بر این عقیده اند که مواضع علمی یا فلسفی راستین،نسبت به سیاست و فهم عمیق و‌ژرفتر حیات اجتماعی به طور کلی،باید بر پایه مدی تیشن،مراقبه،مشاهده و تعبیر تاریخ استوار باشد.

فرد عادی صحنه زندگی خویش و تجربه های شخصی و تلاشهای خرد و ناچیز خود را از بدیهیات و‌مسلمات می شمارد.

اما همواره ندا داده شده و گفته می شود که دانشمند علوم اجتماعی یا فیلسوف اجتماعی و همچنین رجل سیاسی باید به امور از سطح بالاتری بنگرد و در این راستا در می یابد که کنشگران و بازیگران براستی پر اهمیت در سپهر سیاست و در صحنه تاریخ،یا ملتهای بزرگ و رهبران بزرگ آنها هستند یا شاید طبقات بزرگ یا اندیشه های بزرگ و به هر صورت،سعی خواهد کرد که معنای تأتری را که بر صحنه تاریخ اجرا می شود بفهمد.

پس خواهد کوشید که به قوانین حاکم‌ بر رشد و تحول تاریخی پی ببرد.اگر در این مهم کامیاب شود،البته خواهد توانست تحولات آینده را پیش بینی کند.آنگاه ممکن است سیاست را بر شالوده ای بنیان بنهد و به ما اندرزهای عملی بدهد و از این راه که بگوید کدام اعمال سیاسی احتمال دارد با موفقیت روبرو شود و‌ کدام با شکست؛که در دولت یازدهم و توافق تاریخی برجام با۶قدرت برتر جهان ما شاهد این موفقیت سترگ بوسیله شیخ تکنوکرات ایران حسن روحانی بودیم اما در ادامه و در دولت دوازدهم و با سرکارآمدن رییس جمهور پوپولیست،افراطی و یکجانبه گرای ایالات متحده در کاخ سفید و خروج ناگهانی وی در ۱۸اردیبهشت۱۳۹۷از معاهده برجام عملا آن سیاست موفق با شکست مواجه شد و این گناه تاریخی و تروریسم تمام عیار اقتصادی علیه ملت نستوه و دولت پرتلاش جمهوری اسلامی ایران بر گرده شخص دونالد ترامپ و سیاست جبران و غلط او خواهد بود

 اینکه به کرات می خوانیم که کارل مارکس گفته است:(تاریخ دو بار تکرار می شود یک بار به صورت تراژدی و دیگر بار به شکل طنز)این چیز بدیع و تازه ای نیست یا این که مائو تسه تونگ معروف به مائو رهبر چین کمونیست گفته است:(گربه مهم نیست سیاه یا سفید باشد.

مهم این است که موش را بگیرد.)مائو که تئوریسین مارکسیسم لنینیسم و سیاست مدار انقلابی کمونیست بود روش هایی شبیه مثال بالا در عرصه اقتصاد و سیاست در پیش گرفت که اگرچه مورد انتقاد برخی چهره های سیاسی دنیا بود ولی اثرگذار و موفق بود و اکنون همین تز و تئوری های وی ینگه دنیا را به مقابله و چالش جدی با چین کشانده و جنگ تجاری بین واشنگتن و پکن از۲۰۱۷خود گواه این مسأله است که چین می خواهد تا۲۰۲۳جای ایالات متحده در صدر رنکینگ در عرصه اقتصاد جهان را بگیرد.

برداشت مائو از مارکسیسم که به نقش برجسته دهقانان و روستائیان در انقلاب کارگری ایمان داشت و بر اهمیت فرهنگ به عنوان عنصری که می تواند بر اقتصاد سوسیالیستی تأثیر بگذارد تأکید می کرد که به مائوئیسم معروف است،اندیشه مائو تحت عنوان«مائوئیسم»میلیون ها نفر در سراسر جهان از ایران تا فرانسه و از نپال تا پرو را به خود جذب کرد و از وی به عنوان یکی از تأثیزگذارترین و مهمترین شخصیت های سیاسی جهان در قرن بیستم نام برده می شود و مثال های فراوان از این دست که ما در هنگام صعب شدن وضعیت اقتصادی یا سیاسی دست کم چند بار به آنها رجوع می کنیم و یا گفته ها و سخنان خویش را به آنها ارجاع می دهیم اما این تنها بخشی از مسأله غامض مردان سیاست در سپهر سیاست است و‌کنش آنها در اتمسفری که با رفتارشان بر جهان پیرامون غالب می کنند جای بحث بسیار دارد. اگر قرار باشد تمدن ما به هستی ادامه دهد،باید عادت دم فروبستن و سر فرود آوردن در برابر مردان بزرگ را از خویش دور کنیم.مردان بزرگ سوای کار و کارنامه درخشان خطاهای بزرگ نظیر مصدق،امیرکبیر و قوام مرتکب می شوند که شرح آنها در حوصله این نوشتار نمی گنجد.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار