به راستی نهاد های متولی کجای کار هستند ! چرا باید به بهانه کرونا دیگر امورات مر تبط از دستور کار مسئولان خارج شود ! چطور برای درج یک خبر خبرنگاران رسانه ها را احضار ، تهدید به بازداشت ومجبور به تعهد می کنند ،ولی نوجوانان آن هم در بوستانهای شهر آزادانه مواد مخدر استعمال می کنند و کسی احساس تکلیف ومسئولیت  نمی کند !؟
کد خبر: ۸۹۵۳۳۹
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۹ 04 September 2020

تابناک ایلام مجتبی کاور::صدای قهقه های بلند سکوت بوستان را در هم شکسته بود، نوجوانانی که با قهقه های بلند خود من را به دوردست ها برند و یاد نوجوانی که هیچ وقت قهقه نزده بودم!  آرام آرام همراه با دخترم از کنارشان عبور کردم که شروع به پچ پچ کردند.

دخترم کشان کشان من را به سمت تاب بازیها کشاند تا کمی بازی کند  ومن هنوز غرق در قهقه های نوجوانانی بودم که در یک جمع 7نفر با تکیه بر موتور های خود از ته دل قهقه می زند !

دخترم سوار بر تاب شد و از من خواست که تاب را به حرکت در بیاورم  هنوز غرق در در قهقهه های آن نوجوانان بودم ، و ذهنم از شادی وهیجان نوجوانان رهایی پیدا نمی کردم ! بابا حواست کجاست ،چرا تاب را هُل نمیدی؟! این را ترانه دخترم می گفت

خودم را از فضای قهقه های آن نوجوان خارج کردم وذهنم را متمرکز بر خوشحالی دخترم که بعد از ماه ها به پارک آمده بود کردم .

دیگر نه صدا ونه قهقه  از آن جمع بلند نمی شود ! بوی دود سیگار باعث شد که گلویم خشک شود واحساس خفگی کنم ، هیچ وقت در ذهنم نمی گنجید که آن جمع نوجوان همه در حال سیگار کشیدن باشند  ! گیج و گنگ مانده بودم  که ته آن همه قهقه  و جمع دوستانه فقط برای سیگار کشیدن بود !

بابا، بابا چی شده حواست کجاست چرا من را تاب نمیدی؛  این را دخترم ترانه می گفت ! اصلا من پیاده میشم میرم سر سره بازی. دوان دوان رفت به سمت سرسرها  و سرگرم بازی شد و من هم چند قدمی جلوتر رفتم همه آن جمع دوستانه سیگارها را لای انگشتان خود قایم کردند  که من متوجه  سیگار کشیدن آنها نشوم.

فارغ از اینکه فضا اطراف پر شده بود از دود سیگار !  یکی از آن جمع نوجوان خواستم نزد من بیاید  با مهارت خاصی سیگاری که تنها چند پوک زده بود به زمین انداخت و آمد، سنش را پرسیدم گفت15 سال، رنگ باخته بود و پریشان حال که چرا من او را فراخوانده بودم !

دلیل سیگار کشیدن را پرسیدم گفت :دوستانم همه سیگار می کشند و سرش را پائین انداخت ؛ سکوت کرد ! از خانواده اش پرسیدم ، گفت: در جریان سیگار کشیدن من نیستند! و تنها روزی دو تا سه نخ سیگار می کشم

دستی به موهای خود کشید از قیافش فهمیدم که آرام قرار ندارد و ترسیده بود، بعد از کمی صحبت و نصحیت یکی از دوستانش او را صدا کرد که حسن ( اسم مستعار ) من دارم به سمت منزل میرم، اگر مایل هستی تا تو را با خودم ببرم.

کمی سرش را بالا گرفت  پیشانیش غرق در عرق بود و چهره اش پریشان  احساس کردم پاهایش سست شده اند و توان رفتن را ندارد با زل زدن به صورتم این احساس را کردم که اجازه رفتن را می خواست ؛ نوجوانی آرام که در مدت همکلام شدنم با او تنها پاسخگوی سوالات من بود، بدون کوچکترین اعتراض  !

بعد از کمی تعلل به او گفتم دوستت را منتظر نگذار برو ؛ به آینده و خانواده ات فکر کن و مسیر که انتخاب کردی را اصلاح کن ! انگارچندین سال  غل و زنجریش کرده بودم، چنان رفت که پشت سرش را نگاه نکرد !

ترانه همچنان در حال سر سره بازی وغرق در شادی کودکانه خود بود .از آن جمع 7نفره تنها 5نفر مانده بود به آنها خیره شدم و آنها هم هر از گاهی زیر چشمی من را نگاه می کردند ؛ چند قدم از آنها دور تر شدم ولی همچنان نگاهم به آنها بود که یکی از آنها پاکت سیگار را از جیب خود بیرون آورد وسیگار به همه تعارف کرد.

کاری از دستم بر نمی آمد وتنها نظار گر بودم !ای کاش نگاه را از آنها دور می کردم و تنها سیگار کشیدن آنها را در ذهنم ثبت می کردم ! نوجوانانی که با دوره شدن مواد مخدر استعمال می کردند آن هم در یکی از بوستان های شهر دنیا روی سرم خراب شد که جامعه ما را چه شده که نوجوانان هم چنین آشکارا مواد مخدر آن هم به صورت گروهی استعمال می کنند !

به راستی نهاد های متولی کجای کار هستند ! چرا باید به بهانه کرونا دیگر امورات مر تبط از دستور کار مسئولان خارج شود ! چطور برای درج یک خبر خبرنگاران رسانه ها را احضار ، تهدید به بازداشت ومجبور به تعهد می کنند ،ولی نوجوانان آن هم در بوستانهای شهر آزادانه مواد مخدر استعمال می کنند و کسی احساس تکلیف ومسئولیت  نمی کند !؟

این تنها یک روایت وحکایت بسیار تلخ جامعه ما است هرچند مسئولان با ارائه آمار  کلی وکیلویی بر  آن سرپوش می گذارند ولی نوجوانان ما در بوستان های شهر قهه قهه هایشان نه سر خوشحالی بلکه از سر نشگی است وآنچه که نگران کننده است افزیش آسب های اجتماعی در سایه کرونا در جامعه است ومتولیان ومسئولان باید برای اداره امور تلاش وجدید بیشتری کنند وکرونا را بهانه نکنند  چرا که قهه قهه ها با طعم مواد مخدر خانمان سوز تر از ویروس کرونا است .

بعد از رفتن آن نوجوانان گوشه ی چشمی به دخترم انداختم که او هم- در حالی که دوباره به تاب بازی روی آورده بود- با لبخند، نگاه کرد و من زیر لب این دو بیت را زمزمه کردم:

بخند!خنده ی شیرین لبانه ات زیباست

طنین قهقهه ی کودکانه ات زیباست

تو را به درد چه؟ از تب نگو و تاب بخور!

به روی صندلی ات باش و آفتاب بخور!

 

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار