هواداران استقلال ادعا می کنند پرسپولیس حکومتی است
پرسپولیس تهران از اواخر لیگ چهاردهم زمانی که برانکو را بعنوان سرمربی خود دید وارد عصر جدیدی شد که نتیجه آن کسب بیش از هفت مقام قهرمانی در جام های مختلف و فینال لیگ قهرمانان آسیا بوده است.اما این پنچ سال رقیب اصلی پرسپولیس حال و روز خوبی نداشته است و همین باعث شکل گیری یک سری حواشی و صحبت ها بر علیه تیم پرسپولیس شده است.
کد خبر: ۸۷۶۹۱۰
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۲ 19 July 2020

تابناک ایلام علی رضا تهرانیفر*::پرسپولیس تهران از اواخر لیگ چهاردهم زمانی که برانکو را بعنوان سرمربی خود دید وارد عصر جدیدی شد که نتیجه آن کسب بیش از هفت مقام قهرمانی در جام های مختلف و فینال لیگ قهرمانان آسیا بوده است.اما این پنچ سال رقیب اصلی پرسپولیس حال و روز خوبی نداشته است و همین باعث شکل گیری یک سری حواشی و صحبت ها بر علیه تیم پرسپولیس شده است.

  اواخر  لیگ سیزدهم بازیکن های پرسپولیس  برای فرار از سقوط می جنگیدن اما سال بعد در لیگ پانزدهم همان تیم بخاطر تفاضل گل کمتر نسبت به استقلال خوزستان قهرمانی را از دست داد و هوادارنش ایستاده تیم را تشویق کردند. زیرا به آینده تیم خود امیدوار بودند؛ نتیجه آن امیدواری شد کسب چهار قهرمانی متوالی لیگ برتر(قهرمانی چهارم نیز تقریبا بدست آمده  است پرسپولیس با کسب چهار امتیاز از پنج بازی پیش رو بدون توجه به نتایج  دیگر تیم ها می تواند قهرمان لیگ نوزدهم شود با توجه با بازی های پیش رو کسب کردن این امتیازهای ساده است) سه سوپر جام، یک قهرمانی جام حذفی و کسب مقام نایب قهرمانی آسیا برای یک تیم ایرانی پس از سیزده سال.

رقیب سنتی پرسپولیس یعنی استقلال طی همین سالها جز یک قهرمانی در جام حذفی هیچ جام مهمی کسب نکرده و در تمامی رقابت هایی که حضور داشت توفیقی بدست نیاورده است. این شکست ها باعث شد هواداران و پیشکسوتان استقلال به دنبال مقصر بگردند، آنها پس از جستجوهای خود وزیر ورزش را بعنوان مقصر ردیف اول و پرسپولیس را بدلیل حکومتی بودن بعنوان مقصر ردیف دوم شکست های استقلال شناسایی نمودند. پس از این مقصریابی طی سالهای اخیر با هر موفقیتی که پرسپولیس کسب می کرد و هر شکستی که استقلال می خورد انگشتان اتهام خود را به سوی این دو دراز می کردند و آنها را مقصر شکست خود معرفی می کردند.

اما آیا واقعا چنین است؟!

برانکو برای پرسپولیس تنها یک مربی نبود، او برای تیم پرسپولیس یک رهبر بود. برانکو توانست پرسپولیس شکست خورده و بی روحیه لیگ سیزدهم را به پرسپولیس جنگجو و موفق با فلسفه پیروزی و روحیه قهرمانی در لیگ چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم ، هفدهم،هیچدهم و نوزدهم تبدیل کند.برانکو تفکرات بازیکن های پرسپولیس را از آماتور به حرفه ای تبدیل کرد و در درون آنها روحیه جنگندگی و روح کسب قهرمانی دمید. این برانکو بود توانست برای بیشتر از پنج سال پرسپولیس را آقای ایران کند و  اگر مسئله طارمی و پنجره ها بسته مانع نمی شد چه بسا حتی قهرمانی آسیا را نیز برای پرسپولیس بدست می آورد.

اما آیا پرسپولیس طی این سالها مشکل مالی نداشته است؟ از مصاحبه ها و اعتصابات بازیکن های پرسپولیس مشخص بود که آنها نیز مشکلات مالی زیادی دارند. پرسپولیس  مانند استقلال مشکل مالی داشته و دارد. اما مدیریت برانکو باعث شد مشکلات مالی و خارج  از تیم بر روی عملکرد تیم اثر کمتری بگذارد.پرسپولیس در طی چهار سال پنج بار مدیرعاملش تغییر کرد. طی این سالها اصلا ثبات مدیریتی نداشته است. از رحیمی ، طاهری، گرشاسپی، عرب، انصاری فرد تا مدیران فعلی. همه این مدیران هر کدام با شعار و وعده آمدند و دست آخر با کلی بدهی خارج شدند.

در کدام تیم حکومتی مشکل مدیریتی وجود دارد؟

برانکو خواسته زیادی نداشت، او فقط حقوقش را می خواست، پرسپولیس اگر تیم حکومت بود چرا برای حفظ برانکو هیچگونه اقدامی انجام ندادند. برانکو بیش از یکسال بود هیچگونه دریافتی نداشت. نه او دریافتی داشت و نه دستیارانش. مشکلات مالی بازیکن ها خود حدیث مفصل دیگری دارد. برانکو با اینکه هفت جام برای پرسپولیس بدست آورده بود، هیچگونه تقدیر و تشکری از سوی مدیریت پرسپولیس دریافت نکرد. نه تنها از او تشکر نکردند بلکه حتی حقوقش را نیز پرداخت نکردند.پرسپولیس در همان سالی که برانکو را از دست داد نیمی از بازیکن های اصلیش را نیز از دست داد. طارمی، امیری، رضاییان، مسلمان، محرمی، احمدزاده را از دست داد و کمتر از سه  بازیکن گرفت.

پس از برانکو مشکلات به کالدرون رسید. اما کالدرون صبوری برانکو را نداشت و کمتر از یک نیم فصل نتوانست پرسپولیس و مشکلاتش را تحمل کند و تیم را ترک کرد. استقلالی ها ادعا می کنند پرسپولیس تیم حکومتی است.در اصل این ادعایی درست  است، چون هر دو تیم استقلال و پرسپولیس متعلق به حکومت می باشند. این دو تیم متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشند و بودجه مساوی از وزارتخانه دریافت می کنند. هیئت مدیره این دو تیم مستقیم توسط وزارتخانه انتخاب می گردد. و تا اینجای کار هر دو تیم متعلق به سازمان هستند و دولتی می باشند.

 

برای هر ادعایی باید سند و مدرک قطعی و واقعی ارائه کرد. نمی توان بدون سند و مدرک فرضیه ایی را مطرح کرد و برای اثبات یا رد آن مدرک، سند یا فکتی ارائه نداد. هواداران استقلال ادعا می کنند طی سالهای اخیر استقلال از ثبات مدیریتی برخوردار نبوده  است، ابتدا این ادعا را بررسی می کنیم. آیا پرسپولیس از ثبات برخوردار بوده است؟! پرسپولیس همزمان با استقلال بیش از پنج بار در سمت مدیریت خود و دو بار در هیئت مدیره دچار تغییر و تحول شده است. پس این ادعا برای هر دو تیم مصداق دارد و و تنها مربوط به استقلال نیست. کلا در کمتر سازمان ایرانی ثبات مدیریتی وجود دارد.

مورد بعدی  که استقلالی ها برای ادعایی خود مطرح می کنند مربوط به موارد مالی استقلال است. باشگاه پرسپولیس  طی پنج سال بیش از هفت جام کسب کرده است و مبالغ زیادی بخاطر پاداش قهرمانی در لیگ و همپنین مبلفی را بخاطر نایب قهرمانی آسیا دریافت کرده است. با وجود تمامی این موارد بازیکن های پرسپولیس بارها بخاطر مشکلات مالی اعتصاب کردند. برانکو و دستیارانش بخاطر عدم دریافت حقوق از ایران خارج شدند. کالدرون بخاطر عدم دریافت دستمزد خود از ایران خارج شد. بسیاری از بازیکن های پرسپولیس از چمله بشار رسن کمتر از 50 درصد دریافتی داشتند. پس هر دو تیم بدلیل شرایطی که دارند از مشکل مالی رنج می برند. این تیم ها حق تبلیغات دور زمین را دریافت نمی کنند، از حق پخش تلویزیونی بهره مند نیستند و بسیاری از مواردی که یک باشگاه حرفه ای از طریق آنها درآمدزایی می کنند، پرسپولیس و استقلال از آنها محروم هستند. هوادارن استقلال ادعا می کنند وزارتخانه و شخص وزیر ورزش باعث فراری دادن اندره استراماچونی شد، آنها برای اثبات این ادعای خویش هیچگونه سند و مدرکی ارائه نکرده  اند. در حالی که اندره استراماچونی بدلیل مشکلات شخصی که هیچگاه آنها را بیان نکرد تیم را رها کرد و از ایران خارج شدو اندره استراماچونی بنظر می رسد مشکلات مالی استقلال را دستمایه بهانه کرد تا از ایران خارج شود. این مربی قبلا چندبار بخاطر مشکلات مالی اعتراض کرده بود. همان زمانی که استراماچونی از ایران رفت پرسپولیس نیز کالدرون را از دست داد و دچار بحران شد. 

همچنین هواداران استقلال مشکلات مربوط به زمین تمرین این تیم را به گردن پرسپولیس می اندازند. اینکه استقلال زمین تمرین نداشته و یا برای تمرین به مشکل برخورده است مقصرش پرسپولیس نیست. پرسپولیس نیز کم از این مشکلات نداشت. زمین چمن ورزشگاه  شهید کاظمی مناسب تمرین نبود و درفش فر نیز آماده نیست. پرسپولیس مجبور بود خیلی وقت ها در زمین های اجاره ای تمرین کند. در حالی که زمین تمرین شماره یک آزادی در اختیار استقلال بود.

بحث دیگری که همواره استقلالی ها آن را بعنوان تبعیض مطرح می کنند مربوط به تقسیم ورزشگاه  شهید کاظمی و امام رضا (ع) بین دو تیم است. آنها ادعا می کنند که زمین تمرین ورزشگاه امام رضا مصنوعی است و مناسب تمرین نیست. این در حالی است که همانطور که قبلا بارها هم مسئولین شهرداری تهران و هم مسئولین دو تیم در رسانه های مختلف بیان کرده بودند این دو رزشگاه بر اساس قرعه کشی به دو تیم داده شده  است و نحوه تحویل آنها کامل شانسی بوده است. لازم به ذکر است ورزشگاه شهیدکاظمی در زمان تحویل هیچ امکاناتی نداشت اما طی سالهای اخیر با کمک باشگاه و مدیریت برانکو این ورزشگاه به تجهیزات پیشرفته و به روزی مجهز گردید. 

هر شخصی که کوچکترین درک فوتبالی داشته باشد می تواند ببیند که نتایج  پرسپولیس در داخل زمین اتفاق افتاده  اند  و پرسپولیس به صورت فوتبالی و ورزشی حریفان خود را شکست می دهد. در نیم فصل اول لیگ نوزدهم پرسپولیس در مقابل سه حریف مستقیم شکست خورد و در رده های میانی جدول جای گرفت  و استقلال در حال شکست حریفان خود یکی پس از دیگری بود؛ در این مقطع هیچکس سخنی از حکومتی بودن پرسپولیس به میان نمی آورد.  و درست در زمانی که شکست های استقلال  و دیگر رقبا شروع شد هواداران این تیم ها برای شکست های خود دنبال مقصر گشتند و چه دیواری کوتاه تر از وزیر ورزش و پرسپولیس .

استقلال تیم بزرگ با هواداران پر شمار است  و جایگاه این تیم همیشه در بین مدعیان بوده  است. راهی که  هواداران این تیم می روند به سمت مقصدی اشتباه است. هواداران استقلال بدنبال مقصر شکست های این تیم جایی بیرون از خود هستند. در حالی که اگر آنها می خواهند استقلال به روزهای اوج خود برگردد ابتدا بایستی دست از اتهام زنی های واهی به دیگران بردارند. بجای اینکه پرسپولیس را به حکومتی بودن متهم کنند، از این تیم الگوبرداری کنند. تیم پرسپولیس با پنج مدیرعامل متفاوت و سه کادر فنی و سرمربی متفاوت توانسته است به راه خود ادامه بدهد و به سوی موفقیت پیش برود. در زمانی که برانکو این تیم را ترک کرد. کارشناسان و رسانه ها تصور می کردند دوران اوج پرسپولیس به پایان رسیده و اکنون باید منتظر افول این تیم بود. اما این تیم نه تنها افول نکرد بلکه با قدرت به اوج بازگشت و در اوج ماند. آنچه که کارشناسان نادیده گرفته بودند وجود روح تیمی منسجم و تفکر حرفه ای در درون بازیکن های این تیم بود.

تیم پرسپولیس به معنایی واقعی کلمه تیم است. بازیکن های این تیم با هر کادر فنی همراه می شوند و از جان و دل برای موفقیت تلاش می کنند. آنها فارغ از حواشی و اتفاقات بیرونی، تمرکز خود را بر روی تیم و اجرای دستورات کادر فنی میگذارند. اجازه نمی دهند موارد منفی خارج از تیم به درون تیم راه پیدا کند و بر روی عملکردشان تاثیر منفی بگذارد. البته از نقش بی بدیل یحیی گل محمدی نیز نباید غافل شد. یحیی بعد از کالدرون سکان این تیم را بدست گرفت و توانست روحیه قهرمانی و برد را در این تیم حفظ کند و آن را استمرار بخشد. پرسپولیسی ها همواره نگاه به درون دارند. مشکلات درونی را به گردن دیگران نمی اندازند. بازیکن های این تیم قدر جایگاهی که در آن قرار دارند را می دانند و دقیقا متوجه هستند که در چه تیمی بازی می کنند.

مدیران ، مربیان و بازیکن های استقلال برای اینکه فشار را از روی خود بردارند، مقصر ضعف ها و مشکلات تیم خود را به گردن دیگران می اندازند. هوادارن و پیشکسوتان این تیم نیز تحت تاثیر این جریان قرار گرفته اند و بدون اینکه ریشه ای به مشکلات درونی خود نگاه بیندازند، همواره تلاش می کنند وزیر ورزش و جوانان را به پرسپولیسی بودن و پرسپولیس را به حکومتی بودن، متهم کنند. البته پرسپولیسی بودن وزیر ورزش و جوانان اتهام نیست هر شخصی می تواند گرایش و انتخاب های خاص خود را داشته باشدو این مورد شخصی می باشد و به دیگران ارتباطی ندارد. اما آنچه موجب می شود جنبه اتهامی به خود بگیرد بعد عمومی و حقوقی بودن وزارت ورزش و جوانان است. وزیر ورزش و و جوانان بعنوان یک فرد حقیقی حوزه خصوصی دارد و  می تواند طرفدار هر تیمی باشد. اما وزیر ورزش بعنوان وزیر یک وزارتخانه شخصیت حقوقی می باشد و بدلیل اینکه باید نگاه مساوی به تمامی ورزش ها و تیم های ورزشی داشته باشد نمی تواند بدلیل گرایش های شخصی به یک تیم خاص توچه بیشتری کند . این یعنی تبعیض. اما مصادیق تبعیض وزیر ورزش و جوانان کدامند؟ فکت هایی که ثابت می کند وزیر ورزش و جوانان به پرسپولیس توجه بیشتری می کند ، کدامند؟ بررسی های ما نشان داده است وزیر ورزش و جوانان هیچگونه توجه خاصی که دال بر تبعیض باشد به پرسپولیس نداشته است.

تمامی موارد از پرداخت بودجه مصوب، تعیین هیئت مدیره و مدیرعامل بر اساس اساسنامه این تیم بوده است و موردی خارج از اساسنامه موجود نمی باشد.حتی در برخی موارد وزارتخانه به استقلال توجه بیشتری کرده است. از جمله تعیین سقف قرارداد برای مربی خارجی. در حالی که استقلال قرارداد یک و نیم میلیون یورویی با استراماچونی بسته بود. پرسپولیس طی همان ماه برای بستن قرارداد با مربی با سقف قرارداد از سوی وزارت ورزش و جوانان روبرو شد و مدیران این تیم حق بستن قرارداد بیشتر از 500هزار یورو را نداشتند.

تیم استقلال اگر می خواهد از بحران خارج شود؛ بایستی با واقعیت خود روبرو شود.هواداران این تیم ابتدا باید قبول کنند که استراماچونی از تیم رفته است و مربی کنونی فرهادمجیدی است. از کادر فنی و بازیکن های کنونی استقلال حمایت کنند و به آنها روحیه بدهند. کادرفنی و بازیکن های استقلال نیز بجای مصاحبه های مختلف با رسانه ها و تکرار ادعاهای گذشته بر روی کار خود تمرکز کنند. استقلالی ها از چارچوب اصلی خود خارج شده  اند و مسیر را گم کرده اند. آنها باید به مسیر خود بازگردند. تا زمانی که آنها خارج  از مسیر گام بر دارند و دست به اتهام زنی بر علیه پرسپولیس و دیگران بزنند، نباید منتظر اتفاق مثبتی در استقلال باشیم. استقلال برای موفقیت می بایست نگاه به درون داشته باشد و برای مشکلات خود بدنبال مقصر و ریشه های داخلی باشد. پس از شناسایی آنها برای برطرف نمودنشان اقدام کنند. پس از اصلاح آنها در مسیر موفقیت گام بردارند. 

 

فعال رسانه ای مدیر رسانه ایلام روز

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ایوانی کلهر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۳۰
پرسپولیس سرور استقلاله .....
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: