افشار پوردهقان- روزنامه نگار
کد خبر: ۸۴۱۴۸۲
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۹ 23 April 2020

تابناک ایلام::واقعا نمی دانم این چه رویه ای است که سالهاست در گوشه و کنار کشور و بویژه در استان های محروم و کمتر توسعه یافته و به حاشیه فرآیند توسعه رهنمون شده ای نظیر ایلام،لرستان،کردستان،کهکیلویه و بویراحمد،سیستان و بلوچستان و...باب شده که تا انتخاباتی انجام می شود و تقی به توقی می خورد مدیران دوزیست رنگ و چهره عوض کرده و تغییر ماهیت و جناح می دهند و برای حفظ و صندلی دست به شاهکار و راهکارهای تازه زده و آسیب شناسی ساختاری کرده و اتاق فکر تشکیل داده،بخشنامه و پروتکل تدوین نموده و کاتالوگ و کتاب چاپ می کنند .

خلاصه در این مسیر به هر حربه ای متوسل می شوند و به قول اکبرترکان مشاور اسبق رییس جمهور مصداق بارز«فاتحان روز شنبه»می شوند و واقعا چرا بایستی مدیر ارشد به این افراد حساب پس داده ا...نژادی که چوب لای چرخ دولت انداخته و می اندازند تا۱۴۰۰و پایان دوره دولت تدبیروامید اعتماد کنند.

آیا وقت آن نرسیده در عملکرد این مسأله یک بازنگری جدی و اساسی انجام شود یا حلقه مشاوران اطلاع غلط و ناصواب می روند یا دولت به جای اصلاح راه بادیه می پیماید پس با شناخت از این موضوع این همه تعلل لازم نیست که حالا در لوای ویروس منحوس کرونا به بهانه های تکراری و همیشه ساز و برگ و تخت تازه تهیه کنند این قوم و قبیله و در نهایت باید گفت:(میخ آهنی نرود در سنگ و دیگر مردی از شیراز برنخواست.)

بسیاری از مردم حل مسأله(Problem solving)را عالیترین نمونه اندیشیدن قلمداد می کنند.در کار حل مسأله می کوشیم به هدفی برسیم ولی وسیله ی حاضر و آماده ای برای این کار در اختیار نداریم.باید هدف را به پاره هدفها و این پاره هدف ها را نیز به هدفهای جزیی تر تقسیم کنیم تا سرانجام به سطحی برسیم که ابزار دستیابی فراهم و مهیا شود.

برای مثال فرض کنید محبورید شماره رمز قفلی را کشف کنید.تنها اطلاعی که در اختیار دارید این است که شماره ی رمز عددی۴رقمی است و با رسیدن به هر رقم صحیح صدای تق خواهید شنید.هدف کلی،کشف شماره ی رمز است.بسیاری از مردم به جای آنکه سعی کنند به صورت همزمان هر۴رقم را با روش کورمال کشف کنند،نخست هدف کلی را به ۴پاره هدف تقسیم می کنند که هر یک مربوط به یکی از ارقام شماره ی رمز است.

نخستین پاره هدف،پیدا کردن رقم اول است.برای این کار،روش خاصی در پیش می گیرید ؛قفل گردان را به آرامی می چرخانید در حالی که منتظر شنیدن صدای تق هستید.پاره هدف دوم،پیدا کردن رقم دوم است‌ و برای این کار همان شیوه ی قبلی را به کار می گیرید.در مورد سایر پاره هدفها نیز به همین شیوه عمل می کنید.

راهبردهایی که مردم برای تجزیه و آنالیز هدفها به پاره هدفها برمی گزینند از موضوعات اساسی در حل مسأله است.نکته مهم دیگر نحوه ی بازنمایی مسأله است چون این نیز عامل مؤثری در حل مسأله محسوب می شود.موفقیت در حل مسأله نه تنها تابع راهبرد تجزیه مسأله به عناصر آن است بلکه به نحوه ی بازنمایی مسأله(Representation)نیز بستگی دارد.

گاه بازنمایی گزاره ای سودمند است و بعضی وقت ها نیز بازنمایی دیداری یا تجسمی کارآمدتر است.بسیاری از مردم برای حل این مسأله،راه بازنمایی گزاره ای را در پیش می گیرند و حتی سلسله معادله هایی را روی کاغذ می آورند،اما در اندک زمانی سردرگم می شوند.حل این مسأله از راه بازنمایی دیداری به مراتب آسان تر است.

کافی است در ذهن خود تصویری از بالارفتن کوهنوردی را با تصویری از او در حال پایین آمدن از کوه،بر روی هم قرار دهید.در ذهن خود کوهنوردی را در پای کوه و کوهنورد دیگری را در قله کوه در نظر آورید.این دو کوهنورد صرف نظر از اینکه با چه سرعتی حرکت کنند،در لحظه معینی از روز«مسلما وقت معینی از روز-سر ساعت واحد-نخواهد بود.

به خاطر"یکنواخت نبودن سرعت حرکت در هیچ شرایطی"در واقع هیچ زمان و مکان معینی مطرح نیست.فقط کوهنورد دو بار از نقطه ای می گذرد؛واین نقطه نیز مسلما ثابت نتواند بود.»در نقطه ای از کوره راه به هم خواهند رسید.بنابراین،در طول کوره راه حتما نقطه ای وجود دارد که کوهنورد در رفت و برگشت خود دقیقا در وقت معینی از روز از آن رد شده است.

بعضی از مسأله ها نیز،هم با دستکاری گزاره ها و هم با دستکاری صورتهای ذهنی قابل حل هستند؛مثال ساده زیر این نکته را روشن می کند.علی سریعتر از بهرام ولی کندتر از هوشنگ می دود.از میان این سه نفر کندترین آنها کدام است؟!

وقتی این مسأله را در چارچوب گزاره ها حل کنیم،متوجه می شویم که بخش اول آن را می توان به صورت گزاره ای نوشت که موضوع اصلی آن«علی» و محمول آن«سریعتر از بهرام می دود»است.بخش دوم آن را نیز می توان به صورت گزاره ی دیگری نوشت که موضوع آن«علی»و محمول آن«کندتر از هوشنگ»است و نتیجه می گیریم که بهرام کندترین آنهاست.

برای حل این مسأله از راه تصویر سازی ذهنی مثلا می توانیم سرعت دویدن این سه نفر را در طول یک خط-در نظر خود مجسم کنیم.وقتی چنین کنیم فورا پاسخ مسأله(بهرام کندترین آنهاست)را مستقیما از روی صورت ذهنی می خوانیم.ظاهرا برخی از مردم چنین مسأله هایی را به صورت گزاره ها و برخی دیگر در قالب صورتهای ذهنی بازنمایی می کنند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار