سرلیست شدن قالیباف قطعیت ندارد و جریان درون اصولگرایی به لیدری علیرضا زاکانی پیشرو و به دنبال این است که بجد مانع سرلیستی سردار قالیباف شود زاکانی در انتخابات۹۶نامزد شده بود ولی رد صلاحیت شد وی در محلس نهم از مخالفان سرسخت علی لاریجانی و دولت روحانی است و اکنون در نبود لاریجانی از قم نامزد شده و یتحمل برای ریاست پارلمان دوازدهم نقشه هایی دارد. 
کد خبر: ۸۱۷۷۵۳
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۳ 26 January 2020

تابناک ایلام افشار پوردهقان::چندی پیش مرتضی آقا تهرانی دبیرکل جبهه پایداری در گعده ای در کیش همفکران سلف خویش گفته بود:(جریان اصولگرایی دیگر منسوخ شده است و با آن کاری نداریم.) و این مطلب دقیقا بی اختیار آدمی را یاد جمله معروف مائو رهبر چین می اندازد که گفته بود:(گربه مهم نیست سیاه یا سفید باشد مهم آن است که موش را بگیرد.)

اینکه مرتضی آقا تهرانی بگوید یا روح الله حسینیان یا حمید رسایی یا پدر خوانده های این طیف آیت الله مصباح یا حسین طائب و مجتبی ذوالنور مهم نیست؛ مهم این است که این گفته مخدوش از رؤیا به واقعیت بدل شده و جناح آنها در حضور کمرنگ رقیب پیروز قاطع میدان و ماراتن ۲اسفند گردد.

به همین دلیل شورای نگهبان با پذیرش قاطع کاندیداهای  جریان پایداری  شمشیر خود را از رو برای اصلاح طلبان بست و برای خالی نبودن عریضه بعضی اصولگرایان همراه آنها نظیر علی مطهری را رد کرد و ۸۰نماینده فعلی مجلس نتوانستند از کانال آن رد شوند و با قلع و‌قمع گسترده آنها جامعه با توجه به مصائب پیش آمده در کشور پس از آبان و گران شدن ناگهانی و بی اطلاع رسانی یکباره حاملهای انرژی نظیر بنزین و التهابات ناشی از آن و آن گاه حمله ظالمانه و نوجوانمردانه ایالات متحده آمریکا در ترور و به شهادت رساندن سردار سپهبد قاسم سلیمانی سردار ملی ایران و جهان و سپس حمله قاطع سپاه ایران به مقر نظامیان آمریکا در عین الاسد بغداد و آنگاه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی در آسمان ایران بدلیل خطای انسانی پدافند هوایی لازم است که به گفته و باور کارشناسان و مردم عامه شورای نگهبان با دید رأفت اسلامی و جهت اتحاد و همدلی ملت نجیب و اصیل جمهوری اسلامی ایران و آن همت والا و تشییع بی نظیر و بی بدیل سردار دلهایشان در رد صلاحیتهای خویش تجدید نظر و بازنگری کند تا آرامش و سکینه به قلوب آحاد مردم جامعه و ناظرین و‌کنشگران باز گشته و آب پاکی روی دستان دشمنان قسم خورده این کهن بوم و بر ریخته شود تا به قول پیر فرزانه ادبیات ایران زمین فردوسی بزرگ:(چو ایران نباشد تن من مباد.)

 

خبری که چند روز پیش بر روی تلکس خبرگزاری های کشور یکی پس از دیگری نشست عدم احتمال سرلیستی قالیباف از سوی اصولگرایان بود که بشدت مثل بمب صدا داد؛در صورتیکه قالیباف سرلیست نشود و جبهه پایداری هم از ایده خود کوتاه نیاید؛مسأله شبیه قضیه کیلی در ریاضیات برای اصولگرایان صعب و لم دار خواهد شد و در بهترین حالت ممکن اصولگرایان با حداقل سه فهرست بویژه در تهران وارد عرصه انتخابات مجلس شوند.
 
لیست پایداری،لیست قالیباف و لیست شورای به اصطلاح ائتلاف اصولگرایی.هر هفته و هر روز که به انتخابات نزدیک می شویم احتمال کنار آمدن جبهه پایداری با ائتلاف نواصولگرایی و اصولگرایان سنتی کم و‌کمتر می شود و اخبار امیدوار کننده درباره همراهی این جریان کمتر به گوش می رسد آن هم در حالی که مصباح یزدی پدر معنوی جبهه پایداری سه روز پیش باز بر ایده همیشگی خویش یعنی«انتخاب اصلح»اصرار و پافشاری نمود از دیگر سو به نظر می رسد در خود شورای ائتلاف هم اوضاع خوب و مساعد نیست و برخی گمانه زنی ها و احتمالات مطرح شده است.
 
سرلیست شدن قالیباف قطعیت ندارد و جریان درون اصولگرایی به لیدری علیرضا زاکانی پیشرو و به دنبال این است که بجد مانع سرلیستی سردار قالیباف شود زاکانی در انتخابات۹۶نامزد شده بود ولی رد صلاحیت شد وی در محلس نهم از مخالفان سرسخت علی لاریجانی و دولت روحانی است و اکنون در نبود لاریجانی از قم نامزد شده و یتحمل برای ریاست پارلمان دوازدهم نقشه هایی دارد. 
 
در اوایل قرن بیستم میلادی آرتور رمبو شاعر پیشتاز و آوانگارد فرانسوی که او را پیامبر تجدد و مدرنیته در فرانسه خطاب می کنند نظر تازه و ایده جالبی ارائه نمود و سخن او درست مقابل نظر و عقیده مارکس بود که گفته بود:(زندگی را عوض کنید.)رمبو گفته بود باید دنیا را عوض کرد تا خرابی ها و نابسامانی ها و بی نظمی های موجود ترمیم شود.
 
تمدنی که شاید در وصف آن بتوان‌‌ گفت که هدفش مروت،انسانیت،انصاف،برابری و آزادی است؛تمدنی که،به اصطلاح،هنوز دوران شیرخوارگی را می گذراند و به رغم این همه دفعات که بوسیله این همه رهبران فکری نوع بشر به آن خیانت شده است و همچنان به رشد خویش ادامه می دهد.بسیار شنیده می شود و در کتابها و جراید می خوانیم که توتالیتاریسم سرانجام بوجهی از وجوه،حتمی و اجتناب ناپذیر است.
 
افراد بسیاری هستند که بدلیل فراست و تحصیلات آکادمیک بایستی در قبال آنچه می گویند مسوول شناخته شوند،اعلام می کنند که گریزی از آن نیست.و از مای نوعی سوأل می کنند آیا واقعا آن قدر خام و خوش باوریم که معتقدیم دموکراسی می تواند پایدار بماند و آیا نمی بینیم که دموکراسی نیز یکی دیگر از اشکال حکومت است که در جریان تاریخ می آیند و می روند؟استدلال می کنند که دموکراسی برای جنگیدن با توتالیتاریسم مجبور به تقلید از روشهای آن است و به همین علت خود ناگزیر باید کیفیت توتالیتر پیدا کند.
 
گاهی نیز مدعی می شوند که نظام صنعتی ما بدون اختیار کردن روشهای برنامه ریزی جمعی قادر به ادامه کار نخواهد بود و از حمایت نظام اقتصادی جمعی نتیجه می گیرند که اتخاذ صورتهای توتالیتر در زندگی اجتماعی نیز حتمی است.آن دسته افراد مجهول الهویه که اکنون داعیه انقلابی گری دارند و برند عمار به خود می زنند و شب نامه علیه رئیس جمهور پخش می کنند نه دلسوز نظام و رهبری هستند و نه خیرخواه مردم و اینان دنبال هوچی گری و مهندسی معکوس توتالیتاریسم هستند و در دل تاریکی گم خواهند شد.
 
 
 
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار