درست همزمان با شلیک موشکهای سپاه به دو پایگاه آمریکایی ،سقوط یک فروند بویینگ متعلق به خطوط هوایی اوکراین پس از برخاستن از فرودگاه بین المللی امام و کشته شدن تمامی سرنشینان و خدمه آن خبرساز شد.
کد خبر: ۸۱۳۴۳۹
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۰ 12 January 2020

تابناک ایلام علی اصغر اسدی::بدنبال شهادت سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس توسط نظامیان آمریکایی و بیانیه رهبر معظم انقلاب مبنی بر انتقام سخت از قاتلین این سردار نامی  ،انتقام از مصببین این حادثه دردناک به یک مطالبه ملی در کشور تبدیل شد .

از آنجاییکه قاطبه کارشناسان و تحلیلگران نظامی داخلی و بین المللی بر این باور بودند که عدم انتقام قاطع و برخورد سخت با ایالات متحده می تواند آنان را جری تر و فضا را برای پیش روی دشمن و تبدیل ترور فرماندهان به دکترین دفاعی فراهم آورد، لذا حمله موشکی به پایگاههای آمریکایی در منطقه در دستور کارسپاه قرار گرفت.

درست همزمان با شلیک موشکهای سپاه به دو پایگاه آمریکایی ،سقوط یک فروند بویینگ متعلق به خطوط هوایی اوکراین پس از برخاستن از فرودگاه بین المللی امام و کشته شدن تمامی سرنشینان و خدمه آن خبرساز شد.

با وجود اینکه انفجار و متلاشی شدن این هواپیما و سایر قرائن علمی از امکان هدف قرار گرفتن این هواپیما بر اثر خطای انسانی حکایت داشت ،اما مسئولین امر تنها با تکیه بر ادعاهای تکراری فانتزی وبا وجود علم به این حادثه تلخ خود را به خواب زده و هرگونه هدف قرار گرفتن هواپیما را مردود اعلام کرده و آن را سناریویی برای تحت شعاع قرار دادن عملیات موشکی سپاه قلمداد کردند.

تاسف بار تر اینکه با وجودارائه مدارک ومستندات و انتشار تصاویر و فیلم هایی از سوی منابع خبری و اطلاعاتی و اینکه دستگاه نظامی مسبب این حادثه بیش از هرکس دیگری به صحت مدارک اعتقاد داشت ،اما کارشناسان کشور هرگز زیر بار نرفته و همچنان بر نظریه ساختگی وغلط نقص فنی بعنوان عامل سقوط هواپیما پافشاری کردند.

اما بالاخره  پس از تنگنا قرار گرفتن مسئولین مربوطه  ومواجهه با واغعیات میدانی ،خبری غیر منتظره به جامعه رسانه ای و مردم ایران و جهان شوک جدی وارد کرد.خبر هم این بود که ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در بیانیه ای اعلام کرد که این هواپیما بدلیل خطای انسانی و توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شد.

نکته قابل تعامل در این حادثه تلخ ،پنهان کاری سه روزه مسئولین و تلاش برای مسکوت ماندن این حادثه مرگبار بود،حادثه ای که براثر آن جمع کثیری از نخبگان کشوربدلیل یک خطای محرز انسانی جان خود را از دست دادند.

بررسی حوادث مشابه در صنعت هوانوردی جهان نشان می دهد که خطای سهوی انسانی در چنین مواردی امری متداول است که مهم‌ترین آن می‌تواند هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری خطوط هوایی روسیه از سوی پدافند هوایی کشور اوکراین در همین یک دهه گذشته بود.

اما نکته قابل بررسی در این حادثه تلخ ،زمان وقوع و نحوه اطلاع رسانی آن بود که این دو موضوع بصورت توامان توانست هم دستاوردهای شهادت سردار سلیمانی را تحت شعاع قرار دهد هم اینکه اعتماد مردم به مسئولین را خدشه دار نماید.

اگرچه در آن مقطع زمانی باید پذیرفت که همزمانی وقوع این حادثه با اعلام بالاترین سطح آماده باش در نیروهای مسلح کشور امری نسبتا قابل توجیه به نظر می رسد، و بروز این خطای انسانی بزرگ و اعلام آن  همزمان با اتفاقات داخلی وبین المللی می توانست موج مثبت ایجاد شده در بین آحاد ملت در تشییع پیکر سردار سلیمانی را تحت شعاع قرار دهد ،ولی نوع واکنش مسئولین کشور و  ‌تغییر شیوه مواجهه با این اتفاق می‌ توانست نتیجه را به گونه ای دیگر رقم بزند.

به هرحال باید بپذیریم که وقوع این حادثه تلخ در بعد داخلی و بین المللی آثار منفی خود را برجای گذاشت و مهم‌ترین آن به شکل بی اعتمادی مردم به مسئولین ظهور وبروز کرد ،بهتر این بود در حالیکه کشور در آن برهه زمانی در شرایط جنگی قرار گرفته بود ،تاساعاتی پس از حمله موشکی به پایگاههای آمریکا فضای هوایی کشور بسته نگه داشته می شد تا چنین اتفاق سهوی فضای عمومی کشور را دچار تشنج نکند.

اما صرفنظر از تلفات جانی این حادثه غمبار ،نکته مهمتری که توانست به شکل بی اعتماد شدن مردم به مواضع مسئولین کشور ظهور وبروز نماید،شیوه اطلاع رسانی واعلام چرایی این سانحه از سوی  مسئولین کشوری بود، گرچه درک شرایط پس از ترورسردار سلیمانی ‌وحمله موشکی به پایگاههای آمریکا در منطقه  می‌ تواند توجیه قابل اعتنایی باشد، اما بهتر بود که مسئولین لشکری ‌و کشوری که باعلم به اصل ماجرا بر تکذیب اصابت موشک پدافند اصرار بی حاصل نموده وحتی رسانه های مورد وثوق کشور را به خطا انداختند، اعلام نتیجه سقوط هوا پیما را به پس از بررسی‌های کارشناسانه موکول می کردند.

بدون شک اهتمام مسئولین به اتخاذ تدابیر منطقی در مواجهه با چنین شرایط بحرانی واینکه مردم را از خود دانسته و حقایق را به آنان در میان بگذارند ،راحت‌تر و بی درد سر تر می توانند گلیم خود را از بحران‌ها خارج نمایند.شوربختانه تر اینکه شکلگیری این بی اعتمادی بزرگ به مسئولین و رسانه های داخلی در آینده به شکل  اعتماد به رسانه های معاند ‌بیگانه ظهور وبروز کرده و در ادامه راه این خلا می‌تواند مولود آسیب‌های غیر قابل جبرانی برای کشور ‌و نظام باشد ،چرا که مردم راست ودروغ رسانه های بیگانه در خصوص مسایل کشور ر ابه عنوان یک واقعیت پذیرا شده وبراساس آن به قضاوت خواهند پرداخت .

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار