بنای سیاه نمایی نداریم ،اما موارد پیش گفته شده تنها بخشی از کابوس دهشتناکی است که از سوی برخی سیاسیون ومدیران منفعت طلب در پیش روی مردم وصاحبان واقعی انقلاب وکشور قرار داده شده است،با جود مصادیق محرز ،کسی هم نمی تواند منکر این حجم از سوء استفاده ،رانت خواهی و انحصار های متعدد در بخش های گوناگون اقتصاد کلان ومتوسط کشور باشد .
کد خبر: ۷۹۵۱۰۹
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۷ 07 November 2019

تابناک ایلام ::در دوره ای قرار گرفته ایم که بهترین خبرهای آن کشف نوعی از دزدی ،رانت واختلاس است ،برخی از مدیران و منتسبین به اصحاب قدرت، به جای بکارگیری ابزار قدرت  در مسیر رفع مشکلات مردم وکمک به تحقق اهداف انقلاب ،این ابزار را در راه مطامع ومنافع شخصی وخانوادگی خویش قرار داده اند.

سالهاست ماحصل تلاش ها و چرخش اقتصاد رانتی کشور صرف پرکردن جیب افرادی شده که حتی با پررویی هر چه تمامتر به جای تکیه بر اعتماد نفس و توانمندی های خویش برای رسیدن به جایگاههای رفیع مدیریتی ،ژن برتر خویش را به رخ کشیده و به جای طی نمودن پله های رشد وترقی ،شایستگان را پله کرده واز گرده ملت بالا می روند ،شور بختانه تر از اینکه نامشان را منقطع به ملت عرضه می دارند.

این روزها رانت ورابطه در مدیریت کلان ،میانی وحتی پایینی کشور جایگاه ویژه ای پیدا کرده  و به جای شایسته سالاری و استفاده از ظرفیت های متخصص ومتعهد،ایجاد فرصت رقابت عالادنه برای رشد اقتصادی کشور ،همانند بختکی به جان پایه های مدیریتی کشور افتاده است.به جای اینکه قدرت وجایگاه به فرصتی برای نمایش خدمت رسانی ورفع دغدغه های مردم وکمک به رفع مشکلات کشور در گردنه های حساس تبدیل شود ،به بازاری مکاره برای بالا کشیدن دار وندار ملت و رونق شغل وجایگاه اجتماعی با جناق ها ودامادهای بی خاصیت و کم مقدار تبدیل شده است.

حتی سیاست وتحزب بعنوان نمادهای استحکام پایه های دمکراسی ،راه را از اهداف چندین وچندساله مشروطه خواهی جدا کرده وبرخی  آن را به مهری برای سند زدن قدرت ومدیریت به نام وخود ودارودسته اشان  مبدل کرده اند ،سیاسیون منفعت طلبی که سیاسی بازی را معبری برای کسب جایگاه برای رسیدن قدرت وثروت معنا نموده اند.

بنای سیاه نمایی نداریم ،اما موارد پیش گفته شده تنها بخشی از کابوس دهشتناکی است که از سوی برخی سیاسیون ومدیران منفعت طلب در پیش روی مردم وصاحبان واقعی انقلاب وکشور قرار داده شده است،با وجود مصادیق محرز ،کسی هم نمی تواند منکر این حجم از سوء استفاده ،رانت خواهی و انحصار های متعدد در بخش های گوناگون اقتصاد کلان ومتوسط کشور باشد .

رانت وابطه ،انحصار در بخش های مختلف سیاسی واقتصادی به یک اپیدمی در لایه های مختلف مدیریتی کشور سرایت نموده و همچون انگلی بخش ها وزیر بخش های متعدد مدیریتی را در نوردیده و به بخش جدایی ناپذیر مدیریت کشور تبدیل شده است . به گونه ایکه رابطه ، وابستگی ویا نزدیکی به یک رکن قدرت ویا عضویت در احزاب بی رمق خانوادگی ،به کلیدی برای گشایش درهایی مبدل شده که قرار بود تنها به حکم ضابطه باز شوند!

اگر تصور عامیانه از سیاست وفعالیت سیاسی را مبنایی برای شکل گیری بازی کثیف سیاسی وانحصارهای رنگارنگ سیاسی واقتصادی در بین سیاسیون و احزاب وجریانات سیاسی قرار داده و بسیاری از رانتها وفسادهای گوناگون را در این قالب معنا نماییم شادی بتوانیم این توجیه را برای  وجدان خود بیابیم  که اقتضای سیاست ،بازیهای کثیف سیاسی ،بی صداقتی  ،زد وبند و جر زنی وفساد به اشکال گوناگون آن باشد ،اما اینکه بخش های فرهنگی واخلاقی به بستری برای شکل گیری بی اخلاقی و فساد ورانت تبدیل شود ،برای هیج فردی با هردیدگاهی قابل هضم نیست.

چراکه انقلاب ما یک انقلاب صرفا سیاسی یا اقتصادی نبود ،چارچوب انقلاب ما را  مذهب واخلاق با تمام مظاهرش تشکیل داده است ،از اینروست که دستگاهها ونهادهای فرهنگی بعنوان بیس وزیر ساخت اصلی قوام دهنده اهداف انقلاب، سالهاست نقش وجایگاه ویژه ای یافته ،بخش عظیمی از اعتبارات ومنابع را روانه دستگاههای متعدد این حوزه نموده  ،انقلاب فرهنگی در کشور شکل گرفته و یک دیگرگونی اساسی در محتوای آموزشی و رسانه های شنیداری ودیداری خصوصا رسانه ملی کشور ایجادشد.

مع الاسف هر سال که به جلوتر می رویم تنها نمادها خودنمایی کرده اند ،نمادهایی با اشکالی نظیر ؛ یقه سفید ،پیشانی پینه بسته ،چند انگشتر و تسبیهی بلند با ظواهر مذهبی !و این نمادها وظاهر فریبی ها به بستری برای سوء استفاده و رسیدن به جایگاه ومناصب مدیریتی وقرار گرفتن در سرچشمه های اصلی رانت و فساد تبدیل شده اند،دراین بین نباید نقش آموزش وپرورش را نادیده گرفت که از قرار معلوم می بایست نقش کارخانه ودستگاه تولید وتربیت مدیران متعهد ودینمدار در تراز انقلاب اسلامی راایفا نماید.

این مقدمه طولانی تر از متن صرفا  به خاطر جا انداختن اهمیت موضوعی است که با تمام تلاش ها وهزینه های صورت گرفته در حوزه تغییر ویا ایجاد باور واخلاقمند نمودن جامعه و همچنین تربیت مدیران متعهد در تراز انقلاب همچنان به منشاء آسیب زایی بنام رانت خواری وفساد در حامعه و اعتماد زدایی از ارکان قدرت دربین توده های مردم بوده است .

در دهه های پس از انقلاب هرچه جلوتر رفته ایم با مدیرانی مواجهه بوده ایم که این هزینه ها وبرنامه های هدفمند فقط ظاهر آنها را تغییر داده اما در باطن و ذات آنها کمترین تغییری ایجاد نکرده است ،شاید این حجم از فساد ورانت که ریشه در مدیران بی اخلاق ،متزلزل با فقدان تعهد معیاری دقیق برای ارزیابی وقضاوت درباره صحت وسقم این مدعا باشد .

ازاینرو شاید بی دلیل نباشد که ریشه این حجم از ناکارآمدی وفساد نشات گرفته از وجود مدیران بی تعهد را در ضعف ساختارهای تربیتی وآموزشی در دستگاهی عظیم بنام آموزش وپرورش ورسانه ملی جستجو نماییم . اینجا مجالی برای پرداختن به کارکردهای ناموفق رسانه ملی نیست ،اما سیستم آموزشی وتربیتی معیوب را نمیتوان در ظهور وبروز این حجم از مدیران تربیت یافته تبرئه نمود ،مدیرانی که بدون شک روزگار خود  را درپشت میزو نیمکت های همین سیستم گذرانده و در همین فضا رشد ونمو یافته اند.

بی گمان وقتی سیستم آموزشی وتربیتی یک کشور به جای تمرکز بر آموزش وتربیت مدیران آینده مملکت ،خود آلوده به انواع رانتها شده ،مدیران آن به جای طی نمودن پله های ترقی از کانال رانت ورابطه یک شبه ردای میدریت بر دوش انداخته و به جایگاههای مدیریتی تکیه زده وبرای ابقاء در مصادر مدیریتی حاضر به پرداختن هرنوع امتیازی باشند ،اینچنین مدیرانی منافع و اهداف آموزشی وتربیتی را به لبخندی معامله کرده ،دست پخت وماحصل آن نیز چیزی جز مدیران رانتی تر از خود آنان نخواهد بود .

وقتی که برخی معلمین سیاسی با چمبره بر انواع رانت ها همه چیز را برای خود بخواهند ،وقتی سیاسی بازی وتحزب را تا سطح باج خواهی  برای رسیدن به مطامع شخصی و خانوادگی تنزل داده اند ،خروجی آن چیزی جز فنا نمودن اهداف بلند مدت یک دستگاه نخواهد بود ،وقتی که یک معلم سیاسی با تکیه بر رانت سیاسی شایستگان را به حاشیه می راند وتمامی هم وغم خود رابه جای ارتقای سطح سواد واخلاق به جلب رضایت هم حزبی ها وهم فکری های خود معطوف نماید ،تنها چیزی که برایشان معنا ومفهوم نمی یابد ،شان وجایگاه معلمی و ارزش های والای این شغل مقدس است ،اینجاست که شان را به ثمنی بخس قروخته و در معرض تاراج قرار می دهند ،آیا با چنین سیستمی می توان انتظار شکل گیری مدینه فاضله داشت ؟!

نمی خواهم با تطویل کلام ،لقمه را دور سر بچرخانم! مصداق عینی این مطلب  ،معلم سیاسی بازنشسته ایست در استان ما که سیاست را ابزاری برای منافع شخصی معنا نموده ،منافع بیمه معلمان را در زندان رانت سیاسی محصور کرده  وسالهاست از این حصار به نفع خود بهره می برد تا ازاین طریق ارتزاق خانواده هایی را به چالش بکشاند! اینجاست که مثل " تا ثریا رود دیوار کج "مصداق عینی یافته ونتیجه همین شود که در مقدمه طولانی بالا تشریح شد ! در مطلبی جداگانه این مصداق عینی عریان وشفاف عرضه خواهد شد،مدیران آموزش وپرورش وبیمه ای خاص !از حالا خود رابرای پاسخگویی به این شبهه وشائبه مهیا نمایند ،بدرود تا درودی دیگر !

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
United States
|
۲۳:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۶
آقای اسدی دستمریزاد .واقعا این عده استان و خراب کردن. دنبال نیروی گماشته خودشون هستن تا چند صباحی ادامه بدن. کاش از صندوق ذخیره و بیمه رانتی تحقیق شود.
دهلرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۷
درود نوشته بسیار خوب و پخته ای بود دستمریزاد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۷
هر چی خوندم کمتر فهمیدم منظور نویسنده چیه؟! اصولا چرا اینقدر مبهم و مطول نوشته ؟ اگر میترسید چرا می نویسید؟ رک و راست و پوست کنده بگو منظورت کی است؟!
عباس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۷
...اسغفرالله....

برادر اسدی برو فورا استغفار کن.....


مملکت اسلام و فساد !!!؟؟؟

اگر نمی دانی بدان و اگاه باش که که مسئولان ما با دقت وصف ناپذیری از نظر سلامتِ همه جوری انتخاب میشوند و هر روز صبح که به سر کار میروند از زیر قران رد میشوند و با سلام وصلوات خاصه ؟ شروع بکار میکنند و دایم الوضو ء ..

پس از شما بعیده این حرفا......
همشهری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۷
سیستم آموزش و پرورشی لَنگ است و آموزش و پرورش استان هم لنگ است و هم کور ،جناب اسدی عزیز ، تاهنگامیکه مبنای کار مدیرکل عاجز و خسته از کار نکرده ما ؛بر قوم گرایی و انتصابات صدرصد فامیلی است قلم فرسایی در باب اخلاق ، فرهنگ، علم و آموزش به مثابه آب در هاون کوبیدن است و راه به جایی نخواهد برد؛ برادر!!!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: