اصولا وظایف بخشی و زیر بخشی دستگاهها و حوزه عمل آنها در محدوده جغرافیایی خاص با نیازمندی های فرابخشی و چند منظوره عشایری سازگاری ندارد و تاکنون هم اثربخشی نداشته است.نظام برنامه ریزی نیز تا کنون نتوانسته و یا نخواسته است که هماهنگی،انسجام و ساز و کارهای اجرایی لازم را ایجاد نماید.
کد خبر: ۷۷۸۵۰۴
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۵ 07 September 2019

تابناک ایلام وحید احمدی ::بیشتر اوقات که به پیشخوان روزنامه فروشی ها و بنده پیاده به قول محمد صالح علا مجری توانمند و هنرپیشه شهیر تلویزیون و سینما که برای گرفتن جریده مورد علاقه ام «آرمان ملی» مراجعه می کنیم خبرهای متنوع،گوناگون و ضد و نقیض فراوانی هر روز در جراید کثیرالانتشار و رسانه ها و فضای مجازی می خوانیم و می شنویم و چند روز پیش خبر متأثر کننده و اسفبار حیوان آزاری«آزار و اذیت خرس» را بوسیله افراد دشمن طبیعت و حیوان آزار در یکی از استانهای کشور داشتیم که بسیار نامهربانانه و  تکان دهنده بود.

تمدن دیرینه توأم با فرهنگ غنی و آموزهای حکمت آمیز دینی ما که بسیار به مهربانی و احترام به حیوانات در آن تأکید جدی و‌مؤکد شده است اما اکنون هر چند وقت یکبار شاهد این دست رفتارها از جانب ناآشنایان به محیط زیست کشور و دست اندازی به حیوانات بی پناه و نجیب می باشیم.

جامعه بزرگ عشایری کشور امروزه یکی از جوامع فعال کشور در حوزه تولید و رونق تولید در روستاها و شهرهای ایران است که کارها و فعالیتهای مستمر و کارآمد آنان بر هیچ کس پوشیده نیست و نقش بهینه آنها در تراز تولید بسیار حائز اهمیت و حیاتی است و می طلبد که مسوولان امر توجه بیشتری به این خیل عظیم و زحمت کش نمایند.

تعامل و همزیستی با محیط زیست،دانش بومی گسترده،مقررات عرفی و کوشش مداوم برای انطباق و سازگاری شیوه زندگی با شرایط و مقتضیات اقلیمی جغرافیایی هر منطقه باعث شده است که شکل زندگی و معیشت،نظام کوچ و استقرار و فنون بهره برداری از منابع طبیعی،در بین گروههای عشایری اشکال مختلف به خود بگیرد.

دستاوردهای مطالعاتی بین المللی نیز حاکی از آن است که کوچندگی و شیوه زیست متعادل شده شبانی به ویژه در مناطق ناپایدار و خشک به عنوان یک ضرورت زیست محیطی است و حتی در برخی کشورهای توسعه یافته نیز تلاش می شود با تخصیص یارانه و ایجاد تسهیلات لازم برای جابجایی دامداران،به پایداری ایجاد تسهیلات لازم برای جابجایی دامداران،به پایداری طبیعت و زادآوری محیط زیست توجه شود و به علاوه از فرهنگ و شیوه زیست کوچندگان و رمه گردانان به عنوان یک فرصت برای جلب گردشگران و جهانگردان استفاده می شود.

امروزه،جامعه عشایر ایران به عنوان یک واقعیت اجتماعی و بخشی از ساختار تاریخی-فرهنگی فعال از کالبد جامعه ملی است.گرچه نسبت جمعیت آنان کمتر از جمعیت شهر و روستا است،لیکن تأثیر اقتصادی،اجتماعی و نقش دفاعی و مرزداری آنان امکان پذیر بوده و بدون تردید یکی از میراث های گرانقدر و ضروری ایران زمین هستند که چندین برابر«بیش از ۱۰برابر»نسبت جمعیتشان در تأمین مواد پروتئینی،به ویژه گوشت قرمز کشور نقش دارند.

دام عشایر به عنوان ذخیره ژنتیکی دام کشور،فرهنگ ایلی به عنوان میراث ارزشمند و بخشی از سرمایه ملی،دانش همزیستی و سازگاری با طبیعت،قلمرو گسترده با چشم اندازهای متنوع و جذاب طبیعی،تلاش و سخت کوشی آحاد عشایر برای تولید و... از قابلیت های جوامع عشایری است.اما با همه استحقاق ها،طی شش دهه برنامه ریزی«هفت و پنج ساله»نظام مند در ایران،جامعه عشایری از جایگاه برنامه ای متناسب با نسبت جمعیتی،توانمندی ها‌ و میزان نیازمندی های خود برخوردار نبوده است.

اصولا وظایف بخشی و زیر بخشی دستگاهها و حوزه عمل آنها در محدوده جغرافیایی خاص با نیازمندی های فرابخشی و چند منظوره عشایری سازگاری ندارد و تاکنون هم اثربخشی نداشته است.نظام برنامه ریزی نیز تا کنون نتوانسته و یا نخواسته است که هماهنگی،انسجام و ساز و کارهای اجرایی لازم را ایجاد نماید.

جدا از این که  عشایر از گردونه برنامه ریزی و کانون توجه دستگاهها خارج شده اند،فضای زیست بوم،عرصه و قلمرو آنان هم روز به روز تنگ تر و محدودتر می شود.از ابتدای قرن سیزدهم به دلیل جهت گیری های سیاسی مخرب و بازدارنده برای کوچندگان،پیشداوری،بدبینی و برداشت های نادرست از این جامعه،اصرار بر بکارگیری الگوهای مدیریت و مراتع و مدلهای توسعه بلوک غرب برای مناطق و قلمرو عشایر و تلاش برای اقدام نسنجیده و بدون برنامه عشایر در جوامع شهری و روستایی،آسیب های جدی اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی را باعث شد.بدنبال آن،ملی کردن جنگل ها و مراتع،تقسیم اراضی و حذف مالیت،نادیده گرفتن حقوق عرفی،وابستگی ها و انگیزه های مشارکتی مردم،لطمات جبران ناپذیری هم به منابع پایه،محیط زیست،مراتع و چراگاهها وارد نمود و هم زندگی جوامع کوچنده دچار نابسامانی و فروپاشی گردید؛

در این فرایند و پروسه آیتمها و عواملی چون:پراکندگی خانوارهای عشایری،محدودیت های جغرافیایی،فقدان نهادهای مدنی در جوامع عشایری،پیدایش دهستان ها،بخش ها،شهرها و استان های جدید بر اساس تقسیمات کشوری و...مزید بر علت شد و عشایر را با چالش های روزافزون مواجه ساخت.

با عنایت به فرابخشی بودن مسائل عشایری،با توجه به قابلیت ها و چالش های اساسی آنان و پرداختن به مسائل ساختاری،قانونی،اجرایی،توزیع فضایی،اقتصادی و اجتماعی عشایر و ساز و کارهای قانونمند لازم است که ضمانت اجرایی داشته باشد و با هدف ایجاد تحول در شیوه تولید و ارتقاء شاخص های برخورداری،انسجام و هماهنگی بین دستگاهها را عهده دار باشند؛

ان شاءالله کف انتظارات جامعه عشایری کشور رسیدگی بیشتر به مسائل،کمبودها و توجه به مشکلات موجود و مرتفع نمودن مصائب و چالش های آنان است و با حسن تدبیر دولت و توجه بیشتر به این قشر نستوه و زحمت کش که قسمت عمده ای از مسائل پروتئینی،لبنی و کشاورزی کشور را تأمین و برآورده می کنند و با مسوولیت دلسوزانه و مجدانه تمامی افراد مرتبط با سازمان امور عشایری،وزارت جهاد،منابع طبیعی،سازمان محیط زیست،سازمان جنگلها و سازمان حفظ نباتات و مبارزه با آفات گیاهی کشور و دستگاههای ذیربط که در بالا به آنها اشاره شد و با تقسیم کار نابرابری ها،کمبودها و موانع ونارسایی های برخورداری در مناطق کشور عزیزمان ایران به حداقل ممکن برسد و در این شرایط تحریم های ظالمانه آمریکا با جایگزینی و توجه و اهتمام بیشتر به اقتصاد مقاومتی و رونق تولید بویژه در جامعه بزرگ عشایری کشور که شعار سال مقام معظم رهبری است به این خواسته بحق جامعه جامعه عشایری کشور بیش از پیش جامه عمل پوشانده شود.

 
 
 
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار