اما دیروز هم وزیر امور خارجه به همراه هیأتی بلند پایه راهی مسکو و دیدار با همتای خویش سرگئی لاوروف شد تا در دیدار با ایشان نامه محرمانه رییس جمهور ایران را مانند۴کشور دیگر اروپایی مانده در برجام را تقدیم رییس جمهور روسیه«ولادیمیر پوتین»نماید و هم حامل این پیام مهر و دوستی دولت و ملت ایران برای روسها باشد که اگرچه متن این۵نامه خطابیه رییس جمهور ایران به۵کشور اروپایی یکسان است.
کد خبر: ۷۴۳۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۰ 10 May 2019

تابناک ایلام امین جمشیدزاده::بالاخره روز موعود فرا رسید و شیخ تکنوکرات و رییس جمهور معتدل ایران آن خبر مهمش را که از چند روز پیش وعده اش داده بود به سمع و نظر مردم ایران و جهان رساند و این خبر آن قدر مهم بود که خیلی سریع بر روی تلکس خبری رسانه های داخلی و خارجی نشست و بلافاصله شبکه های مختلف رادیو و تلویزیونی و ماهواره ای در سراسر دنیا به تحلیل،تفسیر و آنالیز آن پرداختند که خروجی آن تا ساعات آینده آبستن مسائل بیشماری است و در همین ابتدا بازارهای جهانی طلای سیاه و فلزات سنگین و بورس های مالی کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای اروپایی که لحن رییس جمهور بیشتر متوجه آنهایعنی،۵کشور باقیمانده در برجام بود که در این مدت تنها به شعار اکتفا و بسنده نموده بودند ولی در عمل قدرت اجرایی تا حالا نداشته اند و حتی آن کانال مالی که وعده اش را ۲ماه پیش داده اند هنوز بر روی کاغذ مانده و در عمل چیزی از طرف اروپایی دیده نشده است و همانطور که رییس جمهور فرمود:«که یکبار سال۹۱ متذکر شدم در جریان مذاکرات دیپلماتیک که اروپایی آن قدرت لازمه را ندارند و به آمریکا به چشم کدخدا می نگرند.»

 
و این همان خطای استراتژیک اروپایی هاست که نمی توانند بر عقیده خود استوار باشند و روی پای خویش بأیستند و اگر ظرف۶۰روز آینده همانطور که رییس جمهور قاطع ایران گفتند نتوانستند دو خواسته به حق و کلیدی ما یعنی روابط بانکی و فروش نفت را حصول و به سامان نرسانند .ما در عوض طبق ضرب المثل زیبایمان که در فرهنگ غنی این سرزمین باتمدن با پیشینه دراز تاریخی آمده است:«چیزی که عوض دارد،گله ندارد»ما هم در مقابل اورانیوم غنی شده و آب سنگینمان را نمی فروشیم و باز هم نتیجه خاصی حاصل نشد دو بند مهم دیگر که در برجام آمده است را اجرایی خواهیم نمود.
 
اما دیروز هم وزیر امور خارجه به همراه هیأتی بلند پایه راهی مسکو و دیدار با همتای خویش سرگئی لاوروف شد تا در دیدار با ایشان نامه محرمانه رییس جمهور ایران را مانند۴کشور دیگر اروپایی مانده در برجام را تقدیم رییس جمهور روسیه«ولادیمیر پوتین»نماید و هم حامل این پیام مهر و دوستی دولت و ملت ایران برای روسها باشد که اگرچه متن این۵نامه خطابیه رییس جمهور ایران به۵کشور اروپایی یکسان است.
 
اما دولت ایران و روسیه و همچنین چین مواضع،منافع و دیدگاه های مشترکی با هم دارند درست یک ساعت پس از دیدار رییس دستگاه دیپلماسی ایران دکتر محمد جواد ظریف با همتای روسش«سرگئی لاوروف»نگذشته بود که همتای چینی آقای ظریف در پیامی حمایت قاطع دولتش را از دولت و ملت ایران و تلاشهای صلح آمیز ایران اعلام و رسانه ای نمود در این میان اما مایک پامپئو وزیر امور خارجه آمریکا که دیروز هواپیمای حامل او به همراه هیأت همراه و خبرنگاران به مقصدی نامعلوم از مدار خارج شده بود به یکباره سر از بغداد و مقر فرماندهی نیروهای آمریکایی مستقر در بغداد سر درآورد تا در کنار جان بولتون پازل مثلثی خویش را در کنار ارشدشان ترامپ تکمیل نموده و مسیر را با این«ایران آزاری» به جای«ایران هراسی»و تغییر لفظی و تاکتیکی آشکاردر خاورمیانه برای انتخابات۲۰۲۰و به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ فراهم کنند و هدف اصلی خود را تغییر رفتار آرام ایران در افکار عمومی دنیا برای تنویر افکار عمومی جهان اعلام می کنند.
 
در جهان امروز میلیون ها نفر از مردم گرسنه اند،صدها میلیون بزرگسال بیسوادند،صدها میلیون کودک به مدرسه نمی روند؛میلیون ها نفر در جنگهای نیابتی پیشگیرانه که آمریکا خواسته یا ناخواسته باعث و بانی آنها و نشر و اشاعه تروریسم در جهان بوده بی خانمان و آواره شده اند و هزاران هزار بیگناه در سوریه، عراق، افغانستان، لیبی، تونس، مصر، بحرین، سودان، فلسطین و یمن و... به خاک و خون کشیده شده اند؛
 
میلیاردها نفر به بهداشت یا داروی ارزان قیمت دسترسی ندارند.بیماریهای واگیر چنان بازگشته اند که در دهه۱۹۶۰ میلادی هرگز تصور آن نمی رفت در این شرایط مردم آمریکا باید توجه کنند که تقویت نظامی گری در جهان امروز با همه تلخی و شیرینی ها و مصائب آن بر اولویت های مهم توسعه که گذشته از کمک به زندگی دیگران،هزینه های مالی کمتری هم در بر دارد،سایه افکنده است و این آشوب و برهم زدن دیسیپلین جهانی را رییس جمهور پرتنش و جنگ طلب آنها پریزدنت ترامپ برایشان همچون قماری که همتایش بوش به ارمغان آورد برای ینگه دنیا مسبب و باعث آن است باید آنها را در یک اجماع جهانی قانع و وادار نمود که اخبار پارادوکس تلویزیون را خاموش کنند و در مورد این مسائل کلیدی و جهانشمول از جنبه اتحاد با سایر اعضای اجتماع انسانی همچون همان معلم آمریکایی«پیام صلح و محبت» مخابره نموده و جهانی فکر کنند و نه نفرت و جنگ افروزانه؛
 
شگفت نیست که پسایندهای عملی یک آلترناتیو راست گرایانه افراطی و جمهوری خواه«دونالد ترامپ»به جای یک تفکر چپ گرایانه و دموکرات سیاست های پلاریزه و ناموزون و جنگ افروزانه ایست که کاملا خلاف مدل اجماع واشنگتن است این مدل در خدمت تجارت کنترل نشده و لیبرالیزه،رشد صادرات محور با اعمال تعرفه های سنگین بی سابقه،ترویج خشونت و افراطی گری در جهان، اشاعه پوپولیسم، آزادسازی بازارهای مالی و حرکت کنترل نشده سرمایه،خصوصی سازی و تأمین اجتماعی ضعیف تر کالاها و خدمات،مالیات بیشتر«گسترش فقر و جمعیت بالای ۶۰میلیونی فقرا در این کشور مؤید این مطلب است»و آنچه مقررات زدایی از بازار کار و انعطاف پذیری بازارهای کار گفته می شود.
 
وقتی ما سیاست هایی را که نهادهای اقتصادی جهانی حاکم تحمیل کرده اند را نقد می کنیم نباید از یاد ببریم که این سیاست ها در زمان حکومت بال ویلسونی طبقه حاکم آمریکا بر جهان تحمیل شده اند؛
 
این سیاست ها باعث افزایش ناامنی اقتصادی و حس بی دردی قدرتی ای می شوند که شوونیسم ملی دولت بوش و استفاده مفرط از خشونت تنها آن را تشدید کرده بود و اکنون دونالد ترامپ از۲۰۱۶ تا حالا در سودای احیا و بازتولید آن است برای برعکس نمودن این وضعیت باید یک اتحاد وسیع در میان کسانی که فکر می کنند که این کشور ارزش های بزرگی دارد ایجاد شود اما برای دستیابی به جهانی دیگر که ما آن را شدنی و لازم می دانیم نیاز به نقد عمیق تر،تحلیل و آنالیز طبقاتی و خود سازمان بخشی یک حرکت آگاهانه طبقاتی برای تغییرشکل های عمیق داریم.
 
نقد ما باید نقد بال تدی روزولت و بال ویلسون« یا بوش و ترامپ» این پرنده درنده باشد،نقد ما باید یک نقد امپریالیستی باشد.تاریخ سرمایه داری سرشار از موارد مبارزه علیه امپریالیسم بوده است.مهم ترین این مبارزات به دلایل کاملا مشخص در کشورهای فقیر جهان سوم اتفاق افتاده اند. این مسأله باعث شده تا امپریالیسم برای نمونه در کوبا،ویتنام،ونزوئلا و ایران با شکست های تاریخی مواجه شود.
 
با وجود اینکه مبارزات اشکال سیاسی متفاوتی دارند اما همه آنها نشانگر تمایل شدید برای اداره خود و استقلال از قدرت های خارجی است.در مرکز جهان سرمایه داری و همچنین در میان رهبران اتحادیه های کارگری«جلیقه زردهای فرانسوی که رکورد تاریخی ای از شنبه های سیاه در پاریس علیه دولت امانوئل ماکرون اکنون به جا گذاشته اند.» و احزاب مخالف اغلب حمایت گسترده ای از سرمایه داری وجود داشته است اگرچه مخالفت هایی هم هست مانند آنچه اکنون در فرانسه بوقوع پیوسته و پیشتر در بالا آمد.البته زمانی که مردم در مرکز سرمایه داری مقاومت شدید کشورهای پیرامون را ببینند و سرشت امپریالیسم بر آنها آشکار شود،در مرکز هم مقاومت ظهور می کند.
 
یک جنبش ستیزه جویانه و گسترده ی ضد جنگ در آمریکا باعث شد که جنگ علیه مردم ویتنام خاتمه پذیرد.پیش از حمله و اشغال عراق در۲۰۰۳میلادی،یک جنبش جهان گستر عدالت شکل گرفت و کم کم نشانه های ضدامپریالیستی از خود بروز داد.رویدادهای یازده سپتامبر۲۰۰۱مشکلات حادی برای این جنبش به وجود آورد چرا که حکومت آمریکا از اصطلاح«جنگ با تروریسم» برای از بین بردن آزادی های مدنی و تجاوز به حریم شخصی استفاده کرد.با وجود این جنبش جهانی عدالت  هنوز هم زنده است و با قرارگرفتن آن در کنار جنبش ضدجنک و با حمایت کامل از جنبش کارگری،مبارزه علیه امپریالیسم می تواند به یک مرحله سرنوشت ساز وارد شود.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
عباس امیدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۱
تحلیلی جامع و بسیار عالی است. زنده باشید . نگاه آزادی خواهانه و ضد جنگ برای این برهه بسیار حائز اهمیت است و تلاش برای رساندن این اندیشه به گوش ناشنوای حکام آمریکا ضرورت دارد. زیرا دنیا در حال تبدیل شدن به جنگلی است که هردم عده ای در آن لت وپار میشوند و مسبب اصلی آن تفکر نژاد پرستانه حکام آمریکاست. بهرحال مردمان هر کشوری دارای هویت و پیشینه ای خاص هستند و نمیتوان با ارابه جنگی، حتی اگر مثل ویتنام شخم زده شود، هویت مردمان آن را از بین برد. تنها خسارات متعدد و عقب نگه داشتن آن مردم از رفاه و آبادانی بر جای می ماند و فروش سلاح های کشتار جمعی برای سرمایه داران آمریکایی و..... به زبان ساده تر ، کاربرد فعلی سرمایه داری،ابزاری مخرب برای فلاکت و بدبختی برای مردمان بلاد توسعه نیافته شده است
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار