طاهر جمشیدزاده - روزنامه نگار
کد خبر: ۶۳۷۲۷۲
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۴ 31 July 2018

تابناک ایلام ::دولت- ملت بازیگر مهمی در عرصه بین المللی و از جمله مفاهیم مدرن در حوزه علوم سیاسی محسوب می شود. فرایند دولت – ملت سازی، شاخصی جدید و مهم در تقسیم بندی دولت ها و برقراری نظم و امنیت در دو حوزه داخلی و خارجی تلقی می گردد.

متغیرهای عمده این فرپروسه دولت – ملت سازی در دولت آل سعودایند عبارتند از: یکم، اشباع سرزمینی، دوم، یکپارچگی و همبستگی ملی و سوم؛ ثبات و توسعه سیاسی.


در این تحقیق، فرآیند دولت – ملت سازی در مورد عربستان سعودی در چهارچوب متغیر دوم بررسی می شود و در قالب دو فرضیه، موقعیت و جایگاه دو بخش از جامعه عربستان شامل اقلیت شیعه و زنان از حیث اعمال تبعیض علیه آنها و تأثیر آن بر تعمیق بحران همبستگی و یکپارچگی ملی در نتیجه تضعیف روند ملت سازی بازنمایی می گردد. آنچه در نتیجه حاصل می آید بر تصویری نامتوازن میان دولت و ملت در عربستان دلالت دارد؛ چرا که رژیم آل سعود، به دلیل ماهیت اقتدار گرایش در پارادوکس دولت – ملت سازی قرار می گیرد، لذا بحران همبستگی ملی را با تمسک به سه استراتژی: 1- تقویت اتحاد با آمریکا، 2- بالا بردن سطح رفاه عمومی و 3- تحکیم ایدئولوژی وهابیت، محبوس می سازد.


بحران کنونی تحولات سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه عربی و شمال آفریقا چه از زاویه «بیداری اسلامی» و چه در قالب «بهار عربی» مورد بررسی قرار گیرد، نوعی میزان سنجی از فاصله میان دولت و ملت را در آن جوامع می تواند نمایان سازد. دو مینوی سقوط رژیم های تونس، مصر، لیبی و یمن هر کدام طنین خطر را در سایر کشورهای عربی به گونه ای افکنده که رژیم های سلطنتی مربوطه را به سمت اقتدارگرایی بیشتر و امنیتی نمودن فضای جوامع و تقویت اتحاد با غرب سوق داده است. مسلماً چنین وضعیتی شکاف میان دولت و ملت را در آن کشورها توسعه می دهد و ترس از ظهور و بروز علائم جامعه مدنی موجب تجدید دامنه آزادی ها، جلوگیری از تشکیل نهادهای دموکراتیک و دشوارتر شدن نیل به دموکراسی خواهد شد. علاوه بر این ناسیونالیسم عربی که همواره سازه تاریخی هویت عربی را در مسیر تقویت دولت های عرب تداوم می داد اینک دیگر نمی تواند همان رژیم ها را حمایت کند و می رود تا با تا ایجاد مطالبات جدید، تمایز ملت را با دولت پررنگ تر نماید؛ یعنی هویت ملی عرب در سایه رژیم های اقتدارگرا دیگر نمی خواهد به کنش متقابل با هویت های جهانی بپردازد.


در میان دول عربی و پسااستعماری دولت آل سعود از پیشینه تاریخی قوی ژئوپلیتیک سرزمین، قومیت و نیز دولت سازی برخوردار بوده و به واسطه منابع عظیم نفتی در اتحاد با آمریکا و غرب فرایند مدرن نمودن کشورش را به سرعت رقم زده است، اما آیا جامعه ای که نزدیک به یک قرن در پرتو سلطه خاندان سعود رو به تکامل گذارده تا چه میزان فرصت ایجاد روند ملت سازی را نیز داشته است و بر این جامعه نام ملت را می توان اطلاق نمود؟ جامعه عربستان که متشکل از قومیت های گوناگون می باشند تا چه اندازه توانسته است به جامعه ای همگن تبدیل شود و یا اینکه چه تجانسی میان دولت اقتدارگرا با ملتش در این کشور برقرار است؟ طرح این موضوع با توجه به بحران منطقه خاورمیانه عری از این حیث اهمیت می باشد که روند دولت – ملت سازی در مهار تهدیدهای داخلی و خارجی برای هر کشور تعیین کننده خواهد بود. بنابراین کالبدشکافی فرایند دولت سازی و ملت سازی در عربستان سعودی می تواند چشم انداز آینده دولت و ملت را در این کشور تفسیر نماید.


بر این اساس مسئله اصلی تحقیق اینگونه شکل می گیرد که بالا بودن شیب اقتدار دولت در عربستان سعودی و ضعیف بودن روند ملت سازی، تصویری نامتوازن از دولت – ملت را در این کشور به نمایش می گذارد. از این رو و به نظر می رسد بحران همبستگی و یکپارچگی ملی به عنوان یکی از شاخصه های اصلی فرایند دولت – ملت سازی در این سرزمین عمق بیشتری می یابد و فاصله دولت و ملت نیز رو به توسعه می رود. بازتاب چنین روندی در سرکوب شیعیان و جلوگیری از رشد نهادهای مدنی و دستیابی شهروندان سعودی از جمله زنان به حقوق مدنی و اجتماعی خود قابل مشاهده است؛ لذا این سوال مطرح می شود که روند ملت سازی در عربستان سعودی چگونه استمرار خواهد یافت و آیا این روند می تواند رژیم آل سعود را اصلاح پذیر نماید و سرانجام دولت – ملت سازی را در مسیری هموار قرار دهد؟ در این راستا سوالات فرعی دیگری نیز پدید می آید که:
تشدید تضاد هویتی و قومی در نتیجه استمرار فشار و تبعیض دولت سعود بر اقلیت شیعه چه تأثیری بر روند ملت سازی می گذارد؟


رشد مطالبات مدنی زنان تا چه اندازه دولت آل سعود را به پذیرش های هنجارهای مدنی نسبت به زنان وادار نموده و روند ملت سازی را تسریع می بخشد؟

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار