کد خبر: ۵۶۳۱۵۶
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۶:۵۲ 07 February 2018

بررسی اتفاقات ورویدادهای سیاسی ،اجتماعی وحتی فرهنگی کشوردر طول سالیان اخیر نشان می دهد که علیرغم تلاش هایی که صورت می گیرد تا رفتار  ما ایرانیان در تمامی ابعاد  با اصول و راهبردهای تعریف شده در مکاتب مختلف سیاسی و اجتماعی منطبق شود ،اما با ارزیابی شیوه عمل ورفتار ما، از نقد و اظهار نظر گرفته تا نحوه عمل به شعارها ،مشخص می شود که فرسنگ ها با واقعیت های تعریف شده فاصله داریم.

ما هنوز نتوانسته ایم یک راهبرد درست و منطقی در مواجهه با اتفاقات برای خود تعریف نموده وبا تعیین چارچوب های مشخصی دراین مسیر ،مشی سیاسی و اجتماعی خود را عملیاتی نماییم . بعنوان مثال، نقد وبیان دیدگاه درکشور ما آزاد وحتی در قانون اساسی تصریح شده است ،اما در عمل با تعیین خطوط قرمزِ خود معرفی، عده ای برآنند تا ترمز زبان ها وبیان دیدگاهها به نوعی در دستانشان قرار گیرد .

در واقع دراین کشور دو گروه کاملا نا متجانس از نظر رفتاری وشعاری در حوزه های مختلف سیاسی و فرهنگی واجتماعی وحتی تاریخی اعلام موجودیت کرده است . یک گروه می تواند با تعریف وترسیم فوری یک راهبرد ،بصورت آنی مبادرت به تصمیم گیری نموده وهرجا وهر گونه تشخیص بدهند اقدام کنند ؛نقد کنند ،تخریب کنند ،از حصارهای دیپلماتیک بالا روند و بر هر شخص که مغضوبشان  شود ،بتازند ،ناسزا بگو یند،تخریب کنند وحتی حکم محاربه وقتل آنان از رسانه وتریبون های در اختیار به راحتی آب خوردن صادر نمایند .به رییس دولتی که از حلقه فکری آنها خارج است اهانت وبد دهنی نمایند ، آنگاه وبه زعم خود وبا تفسیر غلط از گفتار بزرگان،اقدامات خود را در ظرف انقلابیگری تعریف کنند .

گروه دومی هم هستند که می خواهند حرف بزنند ودرلوای آزادی قانونی تعریف شده ،همانند گروه اول در چارچوب همان قانون از عملکرد و رفتار فردی یا دستگاهی نقد کنند ،اما به محض بیان دیدگاهشان همان راهبردنویسان گروه اول با خلق  واژگان نوین  و قانونهای خود دراوردی،انواع واقسام خط قرمزها را تعریف وبا سردادن وااسلاما و وا نظاما و ...فریادشان را در حلقوم خفه و قلمهایشان  را درنیام می شکنند.

جالبتر اینکه اگر فضا به نحوی رقم بخورد تا عده ای در اعتراض به وضعیتی به خیابان آیند ویا قلم به اعتراض بچرخانند ،چنانچه مخاطبِ اعتراض مردم در تضاد با ایده و گروه وجناح سیاسی  آنها باشند ،اعتراض را حق مردم دانسته  و حتی تا جایی پیش می روند که در  همنوایی با آنان اشک تمساح ریخته وحتی مردم را به طرح شعارهای مرگ بر این ومرگ بر آن ترغیب می کنند ،اما اوضاع که از کنترل خارج شد ،همان گروه فی الساعه خط کش و ترازوها  را از جیب بیرون کشیده و با وزن کشی و خط کشی از اندرون این حرکت خود ساخته، دهها توطئه وفتنه و ....خلق و صادر می کنند.

حال نمی دانم کجای قانون مترقی این مملکت نوشته شده که مردم حق دارند بر علیه دولت و کابینه و استانداران وفرمانداران اگر در حلقه فکری گروه اول قرار نداشت به هر نحوه وشکلی که خودشان می دانند بنویسند ،بگویند ،تهمت بزنند ،شعار سردهند ،بکوبند ،بشکنند واهانت کنند و مرتکبان مستوجب عقوبت وپاداش شوند .اما اگر کسی ولو مشفقانه وبرای اصلاح امور بخواهد ازشخصیت ها ،جایگاهها ودستگاههای قدرتمند موجود دراین حلقه اسمی به زبان آورد با هزاران انگ و تهمت و شدیدترین عقوبت روبرو وحتی عده ای ریختن خون وی را مباح بدانند؟!

کجای قانون آمده درکشوری که انقلاب آن برای آزادی واحترام به حقوق ونفی خودمحوری وتبعیض شکل گرفت ،عده ای با تعریف غلط از اهداف انقلاب،با تنیدن  حصارهای نامرئی بر دور افراد خاص، مردم را از بیان دیدگاه و حتی نقد از عملکرد آنان بر حذر دارند ؟مگر می شود یک قانون در یک مملکت دو تفسیر داشته باشد ؛عده ای آزادانه و هرجور می خواهند برای خودشان بگویند ،ببرند وبدوزند، ولی عده ای حق نداشته باشنددر اعتراض به انحرافها و سوء تعبیرها از اهداف انقلاب اسلامی لب باز کنند؟

وقتی که مردم اجازه نداشته باشند از حاکمان ووالیانشان نقد کرده و معترض رفتار وکردار و مشی سیاسی و اجتماعی آنان شوند،وقتی نقادی در جاهایی از این کشور همطراز با کفرگویی تعبیر شود ،بدون شک با دستان خود  مسیر خطرناکی رابرای آینده کشور ترسیم کرده ایم .  به قول رییس جمهور "نقد و اعتراض حق مردم است و هیچ کس نمی‌تواند، ملت بزرگ ایران را از بیان اظهار نظر و نقد و انتقاد و حتی اعتراض باز دارد. رژیم گذشته‌ای که فکر می‌کرد سلطنتش مادام‌العمر و حکومت سلطنتی ابدی دارد به این دلیل همه چیز را از دست داد که صدای نقد و نصیحت مردم و صدای مصلحان ، ناصحان ، علما و بزرگان و فرهیختگان را نشنید".

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار