احساس سوختن به تماشا نیست
قبول کنید که برای سالها جبین شما مسئولین ومدیران ونمایندگان ادوار استان از ریزش عرق شرم این بی توجهی به مردمان محروم این دیار در امان نخواهد بود ،قبول کنید که سالها گوش درونتان باید به ضجه مادرانی که در انتظار دیدن رخت دامادی بر تن چگرگوشه اشان نشسته این دیار را بشنوند و عذاب وجدان این بی توجهی، تا وانفسای حیات مثل خوره به جانتان خواهد افتاد ،البته اگر وجدانی باقی مانده باشد.
کد خبر: ۵۱۵۵۸۱
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۷ 28 October 2017

  تابناک ایلام ::خبر غیر منتظره بود،آتش سوزی در پالایشگاه تهران جان 6نفر را گرفت . بله عصر روز گذشته انتشار خبری دردناک آن هم نه از خروجی رسانه ها، بلکه از طریق مردمی که امروزه هرکدام یک پا رسانه اند ، به سرعت برق وباد فضای کشور را در بر گرفت .

شش نفر از کارکنان تعمیرات اساسی پالایشگاه شهید تندگویان تهران ،در آنی در میان شعله های اهمال و سهل انگاری مسئولین وکارشناسان شرکت نفت گرفتار شدند و این گرفتاری دردناک حتی برای دقیقه ای به آنها امان نداد تا عرق جبینشان را خشک کنند.

اینان جمعی از جوانان پاک ونجیب منطقه بیجنوند شهرستان چرداول هستند که منطقه اشان سالهاست درمیان هیاهوی رانت خواری و زد وبندهای سیاسی فراموش شده ویک فرصت ناچیز اشتغال هم برایشان دست وپا نکرده اند . با همت وجسارت مثال زدنی شان و با جهد وتلاش وافرشان ،سالهاست درصنعت نفت متخصص ومتبحر شده اند تا چرخهای صنعت نفت در جای جای این سرزمین به یمن دستان پر توان این عزیزان بچرخد.

از جنوب تا شمال و شرق تا غرب و مرکز کشور ،هرجا شعله ای بر برج پالایشگاهی روشن است ،این روشنی ومداومت در کار را می توان به نوعی مدیون تلاش های این جوانان نستوه واما فراموش شده استانمان دانست،هیچ پیچ و مهره پالایشگاهی نیست که ردی از چکش و آچار مردان خستگی ناپذیر دیارمان بر بدن خود نداشته باشد.

مردمان دیارمان در فراموشی و غربت ،برای روی پا ماندن صنعت نفت کشورشان و از قِبَل آن برای لقمه ای نان حلال سالهاست طرح می ریزند ،چکش می زنند ،تعمیر می کنند ،اما علیرغم نام وآوازه بلندشان، در استان کوچک خود نامی از آنها برده نمی شود و جایی برای بهره بردن از حرفه شان خالی نشده است .

سالهاست نام مردان هنرورز و متخصص دیارم بیجنوند با نام صنعت نفت و پالایشگاه عجین شده است وچه بسیار خونها که برای بقای این صنعت ریخته نشد و اکنون از نام ونشانشان فقط یک بی نشانی مانده است .

صنعت نفت حتما پیکر پاره پاره شهید شاکرم اسدی و علی بخش ابراهیمی از مردان دیار بیجنوند را که با تکه پاره و گداخته پالایشگاه کرمانشاه عجین شده بود به یاد دارد ، خونهای ریخته شده جوانان کارگر این دیار برای تعمیر پالایشگاه سرخس که جاده های شمال شرق را خضاب نمود هنوز خشک نشده اند و بدن های پاره پاره دیگر کارگران بیجنوندی در جای جای این سرزمین چیزی نیست که به همین راحتی به باد نسیان سپرده شود.

بله مردان دیارم نه ده نفر، نه صد نفر، بلکه صدها نفر، تنها برای طلب نانی حلال، سالهاست جلای وطن نموده ودر غربت سکنی گزیده اند، برای شرمنده نشدن در مقابل اهل خانه اشان،برای رهایی از سربار شدن ، هنر وتخصصشان را ارزانی غربت نموده و اینچین غریبانه دل به شعله های آتش زده و جانشان را شهادت گونه تقدیم جانان می کنند.

راستی فرق بین این 6 مجاهد صنعت با مجاهدان میادین جنگ درچیست ؟آنان که سلاح بر دوش گرفته وبرای دفاع از حرمت اهل بیت روانه غربت شده وجان را به جانان هدیه می کنند ،و اینان هم برای طلب روزی حلال، جلای وطن نموده وبرای استواری صنعت نفت کشورشان در مقابل تحریمهای ظالمانه ،از جمعه تعطیل خود گذشته و جان خود را به زبانه های سهمیگن آتش می سپارند ،آیا می توان تفاوتی در بین این دو مجاهدت قائل شد ؟

مگر غیر از این است که حضرت ثامن الحجج (ع) فرموده است "به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى تلاش می کند تا با آن ،خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است." با توجه به این حدیث امام رضا(ع)، در می‌یابیم که کسب روزی حلال برای خانواده هم ردیف جنگیدن در راه خدای متعال قرار داده شده و کسانی که در این مسیر تحت تاثیر شرایط خطرآفرین کار، از دنیا می‌روند نیز در زمره شهدا قلمداد می‌شوند.

به راستی که گذشتن از جان شیرین و پیکر را در میان شعله های آتش خاکستر کردن آنهم در پی روز حلال و جهد برای اقتصاد کشور ،عین جهاد درراه خدا و مردن در این مسیر ،چیزی کمتر از شهادت فی سبیل الله نیست .جنگی نابرابر و بی دفاع در مقابل شعله های سرکش آتش چیزی کمتر از دفاع در مقابل یورش دشمنان دین خدا برای چیرگی براهل اسلام نخواهد بود.

البته نباید با تمام این تفاسیر ،نقش دولتها ومسئولین استان در شکل گیری این اتفاق دردناک برای جوانان منطقه را نادیده انگاشت ،بدون شک اگر ذره ای نگاه عاری از تبعیض به مردم قانع وفراموش شده این دیار اعمال می شد ، اگر کمترین اقدام برای اشتغال زایی این مردمان انجام می شد ،اگر از سالها پیش نگاه های آلوده به تبعیض ورانت و وِیژه خواری از بین مدیران ومسئولین استانی برداشته می شد و اگر استانی که بر روی نفت وگاز خوابیده است به این ظرفیت بزرگ نیروی متخصص ومتبحر هم نیم نگاهی معطوف می داشت ،شاید الان شش ماهه ها ونوعروسان زیادی، این چنین چشم به در، منتظرآمدن  عزیزان از دست رفته اشان باقی نمی ماند .

قبول کنید که برای سالها جبین شما مسئولین ومدیران ونمایندگان ادوار استان از ریزش عرق شرم این بی توجهی به مردمان محروم این دیار در امان نخواهد ماند ،قبول کنید که سالها گوش درونتان باید به ضجه مادرانی که در انتظار دیدن رخت دامادی بر تن جگرگوشه اشان لحظه شماری می کرد گوش فرا داده و عذاب وجدان این بی توجهی، تا وانفسای حیات، مثل خوره به جانتان بیافتد،البته اگر وجدانی باقی مانده باشد.


 

مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار