بخش دوم گفت و گوی تابناک با همسر عامل گروگانگیری خونین ایلام،
با همکارانش خیلی رفیق بود ،رفت و آمد داشت .مرحوم فتاحی ونجف خیلی رفیق بودند .معمولا خانه ما می آمد و بارها شام و نهار اینجا بود...
کد خبر: ۱۰۴۵۹۳۰
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۰:۲۱ 21 May 2022

به گزارش تابناک ایلام ؛ خبرنگار ما  به  دنبال دست یافتن اطلاعاتی که بتواند پرده از ابهامات و شبهات این حادثه بیافکند ،گفت وگویی خصوصی را با همسر نجف رستمی عامل این رویداد خونین انجام داد که( لینک بخش اول گفتگو با همسر عامل گروگانگیری خونین ایلام) بخش دوم آن  در ادامه می آید ؛

به نظر شما سخت گیری های مدیر و عدم تحمل ایشان این اتفاق را رقم زد ؟!
ایشان تصمیمی برای این کار نداشت یا حداقل به من نگفت .ولی آقای مدیرکل به حدی دنبال کنترل و تحقیر آنان بود که بعد از اینکه دریک زمین خالی آنان را مستقر کرد باز دنبال مچ گیری بود .

به نحوی که تعدادی از رانندگان تاکسی ترمینال مهران را که جنب محل نگهبانی است اجیر کرده بود که ساعت ورود و خروج نجف و همکارش را گزارش کنند .

یعنی اگر نجف و همکارش دیر آمد یا زود رفت بااینکه از محل نگهبانی خارج شد راپورت آن را به آقای فریادی بدهند .

اکثر راننده ها این موضوع را به نجف گفته بودند که مراقب باشد چون راننده تاکسی ها با موبایل عکس می گیرند برای مدیر می فرستند و بابت آن پول می گیرند .

یعنی واقعا ایشان را اذیت می کرد ؟!

صد درصد اذیت می‌کرد ،اگر از رانندگان تاکسی بپرسید که آقای فریادی چقدر به آنها پول می‌داد تا راپورت نجف و همکارش را به او بدهند و ازآنان مچ گیری کند میزان اذیت شدن آنان را درک خواهید کرد .

مگر آنجا چی داشت که نگهبانی می دادند ؟!


هیچی !فقط یک قطعه زمین خالی و یک اصله درخت که دورش را دیوار کشیده اند.

نجف ماه گذشته حقوق گرفت یا خیر؟!

خبر ندارم ،چند روز پیش که پرسیدم هنوز نگرفته بود .حقوق که بگیرد در فیش حقوقی اعمال می شود و به حساب بانک‌ سینا واریز میشود.

البته وقتی که از او پرسیدم در پاسخ گفت که خسته ام بعداً راجع به آن صحبت می کنیم .

یعنی هرگز بخاطر اذیت ها کسی را تهدید نکردیا دنبال انتقام نبود ؟!

اصلا بحثی نداشت ،حتی وقتی سال گذشته چند ماه به روستای باغله که نمیدانم اصلا کجاست تبعید شد ،با بدترین شرایط در یک کانکس بدون برق و آب سر کرد به گونه ای که آب آشامیدنی را سیاه چادرهای نزدیک به او می دادند ،ولی بازهم با این شرایطی که بارها تحقیر می شد اما تحمل کرد .

مرتب می‌گفت ؛به خاطر دخترم تحمل می کنم .مدیر به جز اذیت چه کاری از دستش بر می آید ؟تازه این شرایط به نفع من است و در شیفت استراحت به آبیاری زمین کشاورزی خودم هم خواهم رسید .

حتی یکبار که برادرش درتعزیرات حکومتی کار می کند ،به او گفت ؛اگر مدیر اذیت می‌کند تا از او شکایت کنم .

در پاسخ برادرش گفت ؛اگر بنا بر شکایت باشد که خودم به دیوان عدالت اداری شکایت خواهم کرد .

منتهی اگر اشتباه نکنم بعدا در این اواخر به اتفاق مرحوم فتاحی و خسروی به دیوان عدالت اداری هم شکایت کرده باشند .

احتمالا خسروی مدیر امور اداری و مالی اداره در جریان این موضوع قرار داشته باشند .

خانم رستمی ،مرحوم‌ نجف در خانه پرخاشگر بود ؟!

خدا را شاهد می گیرم یکی از آرام‌ترین افرادی بود که می شناسم .به نحوی که اگر بین دو نفر مشاجره یا دعوایی صورت می گرفت ایشان به رفتار آنها می خندید .

حتی در بعضی وقتها برای صلح جویی و آشتی بین دو نفر او پیشقدم می شد .

خیلی متین و با اخلاق بود .در مدتی که در باغله خدمت کرد به نحوی با مردم  رفتار می کرد که شیفته اخلاقش شده بودند .

همیشه از حق مردم دفاع می‌کرد ،تاجایی که وقتی مدیر بنا داشت قطعاتی از اراضی مردم را به نام دیگران ثبت کند به کمک یکی از همکاران که مسئول اموال اداره است در مقابل این رفتار مدیر ایستادگی کرد .

به مدیر گفته بود که این حق مردم است ،زمینهایی که در باغله ،شیروان و هلیلان قرار بود با نام دیگران ثبت شود ،اما نجف با دوستش مخالفت می کردند .

به نظر شما ایشان کی و چگونه این مهمات و اسلحه را تهیه کرد ؟!

اصلا بنایی براین کار نبود یا صحبتی هم نکرد .صبح ساعت ۸/۱۰ مثل همیشه و آرام دوش گرفت ،مرتب لباس پوشید و پس از صرف صبحانه رفت که شیفتش را تحویل بگیرد .

حین رفتن عصبانی نبود ؟!

اصلا ،مثل همیشه آرام و‌ مرتب راهی سر کار شد ،وفتی از او پرسیدم که  برای ناهار بر می‌گردد ،گفت :بله حتما .
به من گفت ؛خانم نمیخوام معطل بمانم قبل از رسیدن به نزدیک منزل ،زنگ‌ میزنم غذا را به دخترم بده تامقابل درب بیاورد که بازهم مجبور نشوم مرتب بوق بزنم .

بار دیگر از آخرین دقایق حضورش بگو !

صبح خوابش برد ،چون خسته بود،شب تا دیر وقت مشغول جمع آوری کاه و کلش زمین های کشاورزی بود و دیر وقت برگشت .ساعت ۸/۱۰که مثل همیشه آماده شد که راهی سرکار شود و رفت و به جز اینکه توصیه کرد که زود ناهار را آماده کند چیز دیگری نگفت .

رابطه نجف با همکارانش چطور بود ؟!

با همکارانش خیلی رفیق بود ،رفت و آمد داشت .مرحوم فتاحی ونجف خیلی رفیق بودند .معمولا خانه ما می آمد و بارها شام و ناهار اینجا بود.

با تمام همکارانش رابطه دوستانه ای داشت .هم آقای خسروی ،ربیع بیگی و شاهینی رابطه دوستانه ونزدیکی با هم داشتند .

با اغلب آنها رفت و آمد داشت .حتی خانم روشنی در بحث امتحانات کارشناسی به نجف کمک کرد و نجف هم سعی داشت خوبی و کمک های ایشان را جبران نماید .

حتی یکبار کمک کرد که برادر ایشان در تهران استخدام شود و ایشان هم مدام می گفت کاش بتوانم این خوبی آقای رستمی را جبران نمایم .

به نظر شما بعنوان نزدیکترین فرد به نجف ،چه اتفاقی ممکن است در این فاصله یک ساعت خارج شدن وی از منزل افتاده باشد که منجر به این تصمیم خونین شده است ؟!

من هیچ دلیلی نمی بینم .شوکه شده ام .فقط تنها چیزی که به ذهن من خطور می کند این است که ممکن است کسی در بین راه او را تحریک کرده باشد .

وگرنه خیلی آرام بود و با آرامش منزل را ترک کرد.مگر اینکه در طول مسیر اتفاقی افتاده باشد که منجر به عصبانیت وی و این تصمیم خطرناک شده باشد .
چون من شوهرم را خوب می شناسم ،انسان آرامی بود .

وقتی کسی از خانه خارج می شود برای تحویل شیفت ،حتی شارژر گوشی را هم میبرد و قرار گذاشته که برای ناهار برگردد یعنی تصمیم قبلی برای این کار نداشته است .

باتشکر از همراهی شما و عرض تسلیت به خانواده بازماندگان این حادثه تلخ ،امیدوارم با شفاف شدن زوایای پنهان این حادثه ،هرچه زودتر عوامل تاثیر گذار در روند شکل گیری این ماجرای اسفبار مشخص شود تا بازار شایعات و گمانه زنی ها هم پایان پذیرد.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار