بخش اول گفت وگوی اختصاصی تابناک با همسر عامل گروگانگیری خونین ایلام ؛
اصلا ناراحت نبودند ،هیچگونه آمادگی یا نقشه ای ابتدایی برای این کار نداشت یا صحبتی نکرد،فقط مثل همیشه دوش گرفت ،لباس مرتب پوشید و رفت که شیفتش را تحویل بگیرد....
کد خبر: ۱۰۴۵۹۱۸
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۹:۲۹ 21 May 2022

به گزارش تابناک ایلام ،حادثه گروگان گیری خونین روزهای پایانی هفته گذشته در اداره اموال و املاک استان ایلام که منجر به کشته شدن ۶نفر از کارکنان این دستگاه شد ،ابهامات و شبهات فراوانی از جنس چرایی بروز این رویداد تلخ در پشت خود نهفته دارد .

هر چند تاکنون براساس یک روال طبیعی ناشی از وقوع این حادثه بزرگ ،در خصوص انگیزه های ارتکاب این حادثه ،گمانه زنی های متعددی از سوی افراد و دستگاههای مرتبط و همچنین فعالین رسانه ای و اجتماعی مطرح شده است

اما حقیقتا تا روشن شدن شدن زوایای تاریک تیم رویداد بعنوان عامل اصلی و انگیزه وقوع آن نمی توان به صراحت قضاوت درست یا متقنی را در خصوص چرایی این اتفاق صورت داد .

بدیهی است تا زمانی که بررسی ها و تحقیقات کارشناسانه و فنی در این خصوص به نتیجه درستی نرسد ،نمی توان به طور قطع گمانه زنی ها  را در این خصوص  رد یا تایید کرد.

از اینرو معتقدیم شاید گفت و گو با نزدیکان و اعضای درجه یک خانواده و دوستان عامل این گروگانگیری هولناک بتواند صفحه جدیدی از چرایی های مکتوم این حادثه را به روی مردم ،رسانه ها و  دستگاههای امنیتی و قضایی بگشاید .

خبرنگار تابناک نیز در همین راستا ،بدنبال دست یافتن اطلاعاتی که بتواند پرده از ابهامات و شبهات این حادثه بیافکند ،گفت وگویی خصوصی را با همسر نجف رستمی عامل این رویداد خونین انجام داد که در ادامه می آید ؛

ضمن عرض تسلیت ،لطفا خودتان را معرفی بفرمایید:

با تشکر از شما ،طیبه رستمی هستم ،همسر نجف رستمی از کارکنان اداره کل اموال و املاک استان ایلام.

خانم رستمی زود به اصل موضوع ورود کنیم ،هسمر شما بعنوان عامل یک رویداد بزرگ و خونین شناخته شده است ،آیاایشان این اواخر از کسی یا جایی ابزار ناراحتی نکردند؟

اصلا به هیچ وجه ،فردی آرام ،مرتب و منظم بودند ،آرام سرکار می رفتند شیف تحویل می دادند و باز می گشتند و با هیچ کسی تنش و ناراحتی نداشت .


بدون هیچ ناراحتی یا درگیری با همکاران و مدیر اداره همکاری داشت و هروقت هم که مدیر از ایشان انجام کاری را خواستار می شد با روی باز و آرامش می پذیرفت و انجام می داد .

این روزهای آخر در روزهای شیفت استراحت با آرامش خاطر و امید بر سر زمین های کشاورزی خود در مهران مشغول به برداشت محصول بودند.

حتی بعضی وقت ها که به ایشان می گفتم نجف از این رفت و آمد و کار همزمان خسته نمی شوید ،ایشان رد می کرد و می گفت باید به کار کشاورزی هم رسیدگی کنم .

آیا در خصوص اینکه از کسی ناراحت باشد یا اینکه تهدید بکند با شما صحبت نکرد ؟

اصلا ناراحت نبودند ،هیچگونه آمادگی یا نقشه ای ابتدایی برای این کار نداشت یا صحبتی نکرد،فقط مثل همیشه دوش گرفت ،لباس مرتب پوشید و رفت که شیفتش را تحویل بگیرد.

یعنی هیچگونه آثار تغییر روحی یا روانی در ایشان مشاهده نکردید !؟

اصلا و ابدا ،یعنی اگر فردی بخواهد حادثه ای به این بزرگی انجام دهد که ممکن است منجر به مرگ خودش هم شود آیا نمی خواهد از خانواده اش و یگانه دخترش خداحافظی کند،یا دخترش را ببوسد ؟!
یا اینکه به من بگوید خانم ممکن است که دیگر شما را نبینم و برنگردم و سفارش بچه اش را بکند ؟!

حتی اگر به همسرش هم کاری نداشته باشد ،دلش که برای بچه اش تنگ می شود !

یعنی به نظر شما اتفاق آنی باعث این تصمیم شده است ؟!

نمی دانم ،هر چیزی که هست در این یک ساعت اتفاق افتاده است .ممکن است در طول مسیر توسط فرد تحریک شده باشد ،چرا که ایشان به قصد تحویل شیفت و رفتن سرکار خارج شد .

تا الان شده در خصوص شرایط سخت کاری و مشکلات با مدیر ابراز ناراحتی یا گلایه داشته باشند ؟


نه خیر ،بحثی نداشت ،تازه وقتی که مدرک لیسانس را از دانشگاه گرفت ،به ایشان گفتم که براساس طرح جدید مجلس مشمول تغییر وضعیت می‌شود ،چون پدر وی ایثارگر است .

حتی به او گفتم حال که لیسانس گرفتی پس از تبدیل وضعیت می توانیم محل کار را به تهران منتقل کنیم .

نظر ایشان چه بود ؟!

تایید کردند و گفتند که دوست ندارم دخترم اینجا بزرگ شود.دوست دارم محل کارم به تهران منتقل شود . الان که مدرک را گرفته ام قطعا تبدیل وضعیت را پیگیری می کنم .

ایشان امیدوارانه زندگی می کردند ،در هفته اخیر مشغول کار کشاورزی و برداشت محصول در مهران بودند .

آیا ایشان در خصوص اخراج شدن ،یا پرداخت نشدن حقوق یا کاهش آن صحبتی با شما نداشتند ؟!

به هیچ عنوان ،ایشان حتی به حقوق ناچیز اداره خنده اش می گرفت ،چون درآمدش از کشاورزی عالی بود.اما در بحث شغل اداری دنبال جایگاه اجتماعی آن بود و دوست نداشت کسی بگوید بیکار است .

او در کار اداری که داشت به شدت به کشاورزی علاقمند و مشغول بود ،حتی امسال که خشکسالی بود بازهم یکروز به من گفت چون فهمیدم ممکن است خشکسالی باشد بالاترین سطح بیمه کشاورزی را گرفته ام ،حداقلش این است که خسارت هزینه کشاورزی را می گیرم ،یعنی می خواهم بگویم حتی شرایط سخت کشاورزی و خشکسالی هم او را ناامید نکرد.

باتشکر از شما ،بحث مهمی است که دارای ابهامات و شایبه هایست لطف بفرمایید دقیقا درباره موضوعات صحبت کنیم که زوایای آن روشن شود ،بفرمایید نجف به کارش علاقه داشت ؟!

بلی ،خیلی به کارش علاقمند بود،همیشه مرتب در سرکارش حاضر می شد ،به امید تبدیل وضعیت خیلی سختی را تحمل می کرد ،
مدام می گفت با روی کار آمدن تیم جدید دولت به زودی مدیرکل رفتنی خواهد بود .
به هر حال به خاطر دخترم سخت گیری و لجاجت های مدیر را تحمل می کنم .به نحوی که حتی سه ماه است که ایشان را به یک بیابان انتقال داده است بازهم به خاطر امید به تبدیل وضعیت به خاطر خانواده اش تحمل می کرد.

به نحوی که به کمک مرحوم میلاد فتاحی و از جیب خودشان یک اتاقک نگهبانی برای استراحت در میان زمین آماده کردند .

باور کنید وضعیت آنان در اتاق نگهبانی اینقدر بدون امکانات رفاهی و ...بود که بعضی وقتها مردم به ۱۲۳بهزیستی تلفن می کردند .!

بعد چی شد ؟!
آری درست است ! رییس اداره همیشه دنبال تحقیر و آزار و اذیت ایشان بود ،بارها به میلاد فتاحی می گفت تازه تشکیل خانواده دادید، باید تحمل کنیم و با تبدیل وضعیت این سختی ها هم پایان خواهدرسید.

هم ایشان و هم مرحوم فتاحی فقط شرایط را تحمل می کردند ،شما فکر کنید حتی اگر یک نفر یک روز سر کار نرود چه اتفاقی خواهد افتاد ،نهایتش غیبت بود ،نمی شود که به خاطر سخت گیری یا غیبت مرتکب قتل شد.

ادامه دارد ....

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار